صفحه اصلي

درباره مرکز / معرفی مساجد / مقالات / کتابشناسی / فراخوان و اطلاعیه ها / نشریات / حوزه ها / لیست مساجد تهران / تماس با ما

معرفی مسجد
 

مسجد ذوالفقار اصفهان

مقدمه

تهماسب ، بزرگترين پسر شاه اسماعيل اول ، در 26 ذيحجة 919 هـ . ق/ 22 فوريه 1514 م متولد شد . پس از مرگ شاه اسماعيل صفوي ، تهماسب به جاي پدر به سلطنت رسيد . از اين رو هنگامي كه به عنوان شاه خوانده شد ، تنها 10 سال و سه ماه داشت . يكي از ويژگيهاي پادشاهان و سردمداران گذشته ، آن بوده كه هر كدام به فراخور اوضاع و احوال زمانة خود ، آثاري چند به جاي مي گذاشتند تا نام و يادشان زنده بماند . عضدالدوله ديلمي در شيراز ، ملكشاه سلجوقي در اصفهان ، سلطان محمد خدابنده در سلطانيه و تبريز ، تيمور در سمرقند و ... هر كدام به نوعي در ايجاد و گسترش فضاهاي معماري خاص زمان خود كوشيدند . اين جريان در زمان صفويان نيز ادامه يافت . از آنجا كه صفويان در قرون 15 و 16 م . از اسلام شيعي دم مي زدند ، و نيز همسايگي صفويان از دو جانب شرق و غرب با ازبكان سني مذهب و عثمانيان اهل تسنن ، آنان را واداشت تا در شكوه بخشيدن به مراكز قدرت سياسي خود تلاش كنند .

اصفهان در دوران صفويه

تبريز ، قزوين و اصفهان ، از جمله مراكز قدرت سياسي مذهبي پادشاهان صفوي بودند . از اين رو پادشاهان صفوي در راه احياي مذهب تشيع در كلان شهرهايي همچون : تبريز ، قزوين ، كاشان ، مشهد و اصفهان كوشيدند . فراخواني علماي شيعي و گسترش اماكن مذهبي ، جزء سياستهاي مذهبي پادشاهان صفوي بود .

اصفهان جزء شهرهايي بود كه پادشاهان صفوي ، توجه ويژه اي به آن داشتند . آثاري از زمان سلطنت اسماعيل اول و تهماسب اول ، هنوز در اين شهر به يادگار مانده است . فقط انتخاب شاه عباس در برگزيدن اصفهان به عنوان پايتخت ، اين شهر را در مَثل : «اصفهان نصف جهان» جاي داد .

راجر سيوري دربارة اصفهان و انتخاب شاه عباس اول ، اين گونه نظر مي دهد : «البته اصفهان شهري قديم الاحداث است ، اما عظمت آن از سال 8 ـ 1597 م . / 1006 هـ . ق . آغاز مي شود كه شاه عباس پايتخت امپراتوري صفويه را از قزوين به آنجا منتقل كرد . اصفهان در مركز طبيعي جغرافيايي امپراتوري صفويه قرار داشت ، كه آن زمان از گرجستان تا افغانستان كشيده شده بود . شاه عباس اول با انتخاب اصفهان به عنوان پايتخت جديدش ، بلافاصله اجراي عمليات عليه ازبكان در مرز شمال شرق را آسانتر كرد . و در عين حال ، اطمينان خود را به اينكه آن قسمت از مرز سرانجام امن خواهد شد ، نشان داد . به علاوه ، موقعيت مركزيتر اصفهان وي را قادر ساخت بر امور خليج فارس كنترل بيشتري اعمال كند ؛ كه با توجه به افزايش بسيار زياد بازرگاني و فعاليتهاي ديپلماتيك در آن ناحيه طي سلطنت وي ، مسئلة مهمي محسوب مي شد»[سيوري ، ايران عصر صفوي ، 152] .

به هر حال ، پادشاهان سلسلة صفوي با برقراري شيعة اثنا عشري در ايران و ادعاهايي كه درباره سيد بودنشان مي كردند ، چاره اي جز رسيدگي به اماكن مذهبي نداشتند . آنان مساجد و مدارس مذهبي متعددي ، بر پا كردند . ميدان نقش جهان اصفهان ، مساجدي عظيم از آن دوران را در خود جا داده است . بعضي از اين آثار به نام ائمه و بزرگان دين خوانده مي شد ؛ همچون : مسجد علي و مسجد شيخ لطف الله در اصفهان ، و مسجد و مدرسه علوم ديني ميرزا علي اكبر در اردبيل .

معماري عهد صفوي

معماري عهد صفوي ـ با ويژگيهاي خاص خودش ـ ، دنباله رو معماري قرون گذشته بود . به عبارتي ، «معماري مذهبي ايران در سدة شانزدهم/ دهم و هفدهم/ يازدهم ، همچنان تحت تأثير قواعد و اصول ساختمانهاي بزرگ به يك پلان مركزي ، و اصول و قواعد مساجد و مدارس با چهار ايوان قرار داشت . فن ساختمان سازي دورة صفوية از اين زاوية ديد ، به يك «تركيب واقعي ايراني» دست يافت . و قواعد و اصول ساختمان سازي سرزمين هاي شرق تيموري (خراسان و ماوراء النهر) را با اصولي كه از «سنت غرب» ـ مثلاً از اصفهان مايه گرفته بود ـ كلاً هماهنگ ساخت . سنت غرب ايران ؛ يعني پلان مساجد چهار ايواني ، تا زماني كه يكي از معماران شيرازي ، مسجد گوهرشاد مشهد را در زمان سلطنت شاهرخ بسازد ، در خراسان ناشناخته بود . ولي در غرب ايران ، ايوان را فقط نوعي اتاق ورودي به شبستان گنبددار مي دانستند»[اسكارچيا ، هنر صفوي ، زند ، قاجار ، 6] .

معماران صفوي به ساختمان و عملكرد ايواني با تناسبي ويژه ، اهميت مي دادند . مسجد ذوالفقار نيز ايوان دارد . اين مسجد ، از آثار مذهبي بازماندة عصر شاه تهماسب صفوي است . «يكي از مشخصه هايي كه معماران دورة صفوي را الهام مي بخشيد ـ معماراني كه شديداً متمايل به نوع معماري شرق ايران بودند ـ تأكيد بر كاركرد ساختماني ايوان بود و ضمناً ، تناسبات آن توسعه يافته و اهميت پيدا كرده بود ؛ چون باريك شدن تدريجي آن در بخش فوقاني ، بر عموديت آن تأكيد مي ورزيد . ايوان در واقع در خراسان ، گنبد را كاملاً تحت الشعاع خود قرار داده بود . اين سبك محلي در زمان صفويان تا قرن هفدهم/ يازدهم ، آن هم در موارد متمايز باقي ماند . نمونه هاي آن ، ايوان مقبرة شيخ قطب الدين حيدر در تربت حيدريه ـ به وسيلة شاه صفي ... سفارش داده شد ـ و مخصوصاً مصلاي مشهد ( 77 ـ 1676م/ 1088 ـ 1087 هـ . ق ) در زمان سلطنت شاه سليمان است ، كه طراح آن حاجي شجاع گرچه اصفهاني بود ، ولي هدف او ، فقط ايجاد ايواني بوده تا از نظر ارتفاع و عمق بسيار تأثير گذار باشد»[اسكارچيا ، هنر صفوي ، زند ، قاجار ، 18] .

يكي ديگر از مشخصات هنر معماري دوران صفويه ، اهميت به تزيينات در بنا بود . تمام آثار معماري به جاي مانده ، از تزيينات در بنا بد . تمام آثار معماري به جاي مانده ، از تزيينات خاص آن دوره حكايت مي كند .

كتيبه نگاري ، يكي ديگر از مشخصات هنري آن دوران است . مسجد ذوالفقار نيز از اين خان بهره برده است . كتيبه هايي چند در مساجد به كار برده مي شد . اين كتيبه ها حاوي مطالب مذهبي و اخبار سياسي و اداري بود . به عبارتي ، «در تزيين معماري ، به خوشنويسي اهميت زيادي داده شده و به گونة هنر كتيبه نگاري ساختماني انعكاس يافته است ؛ و اين ، يكي از تحولات خاص هنر كاشيكاري اين دوره به شمار مي رود . يكي از هنرمندان برجسته و نامدار اين هنر ، محمد رضا امامي اصفهاني (30 ـ 1629 م/ 39 ـ 1038هـ . ق ) بود كه در قم ، قزوين و نيز در بين سالهاي 1673 م/ 1084 هـ . ق و 1677 م/ 1088 هـ .ق در مشهد كار مي كرد . چنين مي نمايد كه در سرتاسر دورة صفوي ، اعضاي خانواده او به هنر كاشيكاري مشغول بوده اند»[اسكارچيا ، هنر صفوي ، زند ، قاجار 9 ـ 10] . گدار نيز معتقد است كه محمد رضا امامي ، كتيبه نگاري ماهر در شهر اصفهان بود . «قسمت اعظم كتيبه هايي كه نام او را بر خود دارند ، در اصفهان هستند . ولي در قم ، قزوين و مشهد نيز يافت مي شوند . اولين كتيبة او در اصفهان ، به سال 1039 هـ . ق (30 ـ 1629 م ) ، و آخرين كتيبة اصفهاني او ،‌ در سال 1081 هـ . ق (1 ـ 1670 م ) نوشته شده اند . آثار سالهاي 1084 هـ . ق (4 ـ 1673 م ) تا 1087 هـ . ق (7 ـ 1676 م ) او ، همگي در مشهد هستند ؛ شهري كه به نظر مي رسد محمد رضا امامي ، آخرين سالهاي عمر خود را در آنجا گذرانده است . او پس از 50 سال اشتغال به شغل كتيبه نگاري ، احتمالاً در اين شهر درگذشته است»[گدار ، آثار ايران ، ج 1 ، 245] .

كتيبة مسجد ذوالفقار

به هر حال نقش كتيبه ها به غير از مفهوم مذهبي آن ، زيبايي خاصي به اثر ايجاد شده مي بخشيد . همچنين ، پادشاهان مي توانستند افكار و نيات آتي خود را ، براي مردم روشن كنند . در مسجد ذوالفقار ، كتيبه اي است كه از بخشودگي مالياتي صحبت مي كند . در مسجد جامع اصفهان نيز از اين گونه كتيبه ها كه از بخشودگي مالياتي حكايت مي كند ، ديده مي شود . شايد پادشاهان صفوي بدين گونه مي خواستند حمايت اصناف را به سوي خود جلب كنند تا بدين وسيله بر مدت فرمانروايي شان بيفزايند.

مسجد ذوالفقار در محلة نيم آورد

مسجد و مدرسة ذوالفقار ، در محلة نيم آورد قرار دارد . اين محله ، از محلات قديم شهر اصفهان محسوب مي شود . محمد مهدي بن محمد رضا الاصفهاني ، آن را جزء چهل محله اي مي داند كه از زمانهاي قديمتر به يادگار نامش باقي مانده است [اصفهاني ، نصف جهان في تعريف الاصفهان ،‌25 – 29] . جناب در كتاب الاصفهان ، آماري ويژه از اين محله در اختيار محققان قرار مي دهد . در تاريخ 1297 هـ . ق 2577 نفر ساكن محلة نيم آورد بودند ، و 306 خانه در آنجا وجود داشت . در مقايسه با محلات ديگر ، محلة نيم آورد جزء محلاتي بود كه جمعيت زيادي داشت . از اين رو ، اماكن مذهبي ويژه اي براي رفع نياز مردم ، در آنجا پيريزي شد . از آنجا كه اين محل در نزديكي بازار اصفهان قرار داشت ، نياز كسب و كار ،‌ آرامش و اسكان ، و نيايش و نياز مذهبي ، در مجموعه اي منظم از بازار ، مسجد و خانه بر آورده مي شد . نمونه هايي فراوان از اين مجموعه در مقياسهاي بزرگ و كوچك ، در شهرهاي تاريخي ايران همچون : تبريز و اصفهان ديده مي شود .

در احصائية شهر اصفهان به سال 1343 هـ . ق ، محلة نيم آورد جزء ناحية شمال غربي و در ادارة كميساريا نمرة (2) بود . «در اين تاريخ كه شهر با دو خط تقريبي يكي از شمال به جنوب ، و ديگري از مغرب به مشرق و متقاطع در وسط شهر مي باشد ، به چهار ناحيه تقسيم يافته . يكي ، در جنوب غربي كميساريا نمره 1 مشتمل بر محلات ذيل : اليادران ، لنبان ، چهار سوق كوچك ، خيابان خوش ،‌ چهار سوق شيرازيها ، پاي نارون ، جوب شاه ، مستهلك ، شمس آباد ، چهار باغ ، پشت مطبخ ، درب كوشك ، مسجد حكيم . ديگر ، ناحية شمال غربي در ادارة كميساريا نمرة (2) و مشتمل بر محلات ... : محله نو (مشترك) مسجد حكيم (مشترك) درب كوشك(مشترك) شيش بيد آباد ، پاچنار ، قبله دعا ، مورنان ،‌ دروازه نو ، باغ همايون ، سينه پائيني ، نيم آورد ، جماله كله ، دردشت ، شهشهان ...»[جناب ، الاصفهان ، 203 ـ 204] .

شاردن نيز محلة نيم آورد را جزء محلات پرجمعيت طبقه بندي كرد ، و دربارة آن نوشت : «محلة نيم آورد ، يكي از محلات پرجمعيت اصفهان است . نقاط مهم اين محله ، عبارتند از : جماله و مسجد ذوالفقار ؛ كه وجه تسميه آن ، به مناسبت نام شمشير حضرت علي (ع) است . و يك حمام و يك مهمانخانه به اسم (خاصه تراش)كه فقط اصلاح شاه را مي كند ، و اين خود مقامي شامخ است»[شاردن ، سفرنامه ، 89] .

به هر حال مسجد و مدرسه و حمام ذوالفقار ، در محلة‌ ذوالفقار و متصل به بازار اصفهان قرار دارد . زنجيره هاي آرامش ، كار و نياز مذهبي ، در محلاتي تاريخي مانند ذوالفقار و محلة نيم آورد ، به طور كامل عيان است . بازار نيم آورد كه بخشي از بازار بزرگ اصفهان به شمار مي آيد ، مدرسة تاريخي نيم آورد ـ از بناهاي عصر شاه سليمان صفوي ـ را در خود پنهان كرده است . همچنين ، به غير از نقاط مسكوني اين محله ، مساجدي همچون : مسجد خياطها ، مسجد نو ، مسجد ذوالفقار و مسجد شيشه ، در اين محله قرار دارند .

هر يك از آثار ياد شده ، تصويري از زنجيره هاي : نياز كار ، و آرامش انساني است . پويايي محلاتي تاريخي همچون نيم آورد با سكنة خاص آن ، نمودار تصوير گذشتة محلات قديم است .

مسجد ذوالفقار در عهد شاه تهماسب

ادعاي صفويان دربارة تشيعشان ، موجب شد تا به گسترش اماكن مذهبي بپردازند . بعضي از اين مكانها ، به نامهاي خاصي از اهل بيت (ع) يا افراد معروفي نامگذاري مي شد ؛ مانند مسجد علي (ع) يا مسجد شيخ لطف الله ، پدر زن شاه عباس اول . نام مسجد ذوالفقار نيز از نام شمشير حضرت علي (ع) گرفته شده است . از اين رو ، بر بالاي سر در ورودي مسجد ، صورت دو شمشير ديده مي شود . احترام خاصي كه شيعيان به امام علي (ع) داشتند ، موجب شد تا مكانهاي مذهبي زيادي به نام اين شخصيت آذين داده شود . «مؤلف تاريخ اصفهان و ري نوشته ، كه مسجد و مدرسه و حمام ذوالفقار را ذوالفقار اسپهاني خاصه تراش شاه ساخته است . و اين مطلب ، كاملاً اشتباه است ؛‌ زيرا اولاً خاصه تراش شاه مطابق محتواي يكي از كتيبه ها ، استاد عليرضا بوده نه ذوالفقار خان . و اصولاً ذوالفقار خاني در بين نبوده است . و اينكه تصور كرده اند كه مسجد را خاصه تراش شاه ساخته است ، از آنجا ناشي شده كه در لوحة سنگي كه در مسجد نصب است ، مقرر گرديده كه در رياست خاصه تراش شاه بر صنف دلاك و سلماني و نظاير آنها ، وجوهاتي كه در پيش گرفته مي شده ، مطالبه نگردد . و از طرفي هم بالاي سر در صورت دو شمشير بوده . از مجموع اين مطالب . نتيجة موهومي به اين طور كه ذوالفقار خان خاصه تراش باني مسجد و مدرسه و حمام بوده ، گرفته شده است»[رفيعي مهر آبادي ، آثار ملّي اصفهان ، 247] .

مسجد ذوالفقار حدود نيم جريب است ، كه در زمان شاه تهماسب صفوي به سال 950 هـ . ق ، به وسيلة شخصي به نام شيخ محمد صفي ـ مطابق محتواي كتيبة مسجد ـ برپا شد .

كتيبة سر در مسجد ذوالفقار ، به خط ثلث با كاشي سفيد معرق و بر زمينة لاجوردي حكايت از زمان ساخت و باني مسجد مي كند :

«قد عمر الله هذا المسجد الموسوم بذي الفقار في ايام خلافة السلطان الاعظم الاكرم ابوالمظفر شاه طهماسب الحسيني بهادرخان ـ خلد الله ملكه و افاض علي العالمين عدله ـ اضعف عباد الله شيخ محمد الصفي نمقه محمد سياوش في سنة 950»[هنر فر ، گنجينة آثار تاريخي اصفهان ، 384] .

«اشعار منقور بر در قديمي اين مسجد به سوي بازار ، به خط ثلث برجسته به شرح زير است :

محمد عربي آبروي هر دو سراي

كسي كه خاك درش نيست خاك بر سر او

شنيده ام كه تكلم نمود همچومسيح

بـديـن حـديـث لب لعـل روح پــرور او

كه من مدينة علمم علي در است مرا

عجب خجستـه حديثسـت من سگ در او

و بر روي دري كه به سوي كوچه باز مي شود ، عبارت زير نوشته شده است :

قال الله تبارك و تعالي : و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احداً»[هنر فر ، گنجينة آثار تاريخي اصفهان ، 385] .

وقفيات مسجد

رقباتي كه بر مسجد ذوالفقار وقف شده ، در بالاي كتيبة سر در مسجد لوح سنگي سياه رنگي به طول 57 و عرض 4 سانتي متر نصب شده ، و كتيبة آن به خط ثلث بر جسته ، به شرح زير است :

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذي واقف علي الضمائر والسرائر والصلوة و السلام علي محمد و آله اجمعين . وقف شرعي نمود عالي جناب حاجي الحرمين الشريفين سيدالساداة حاج ميرزا اسدالله همگي دو باب دكان قصابي و نوار ... فروشي در جنب مسجد ذوالفقار معين در سر م آورد به موجب وقف نامچة علي حده و وقف مسجد مزبور نمود وقفاً صحيحاً شرعياً . و اين كلمات بجهه وقف نامچه قلمي شد ، في پنجم شهر رمضان 1109 . كتبه محمد نصر»[هنرفر ، گنجينة آثار تاريحي اصفهان ، 385] .

كتيبه اي تاريخي

همان گونه كه دربارة انواع كتيبه ها گفتيم ، در مسجد ذوالفقار نيز كتيبه اي وجود دارد كه از بخشودگي مالياتي صحبت مي كند . «بريكي از جرزهاي ايوان نوبي مسجد كوچك ذوالفقار ، سنگ لوح سياه رنگي به طول 90 و عرض 55 سانتي متر نصب ده كه يه خظ نشتعبسث يزجشته ، قزمان اه عياش كبيز مبني بر بخشودگي ماليات صيف دلاك و آينه دار وفصاد و ختنه كار و كيسه مال و خدمتكاران و آبگيران حمامهاي مردانه و زنانه ، بر آن نقش بسته است . كتيبة لوح مزبور كه مورخ به سال 1037 هجري است ، به شرح زير مي باشد : «وفرمان هميون آنكه جون به عرض رسيد كه از قديم الايام مقرر بود كه خاصه تراش متلغي از جماعت سلماني و سليماني كه عبارت از دلاكان و آينه داران و فصادان و ختنه كاران و كيسه مالان و خدمتكاران و آبگيران حمامات مردانه و زنانه [باشد بگيرند] . به عنف و تعدي با آنان رفتار مي نموده اند . در اين زمان خجسته اوان كه امر خاصه تراشي را به عمده الضاع استاد علي رضا خاصه تراش شفقت فرموديم ، مشاراليه مطالبات مذكوره را معاف داشته شرط نمود كه يك دينار طلب ندارد و ثواب آن را به روزگار فرخنده آثار بندگان نواب كامياب سپهرد ركاب اشرف اقدس شاه بابا ام ـ انارالله برهانه ـ هبه نمود . بنابراين ، مقرر ، مقرر نموديم كه احدي از حكام و تيولداران و كلانتران و سربلوكان و ضابطان } ... ] ممالك محروسه اصلاً و مطلقاً به علت اخراجات از علفه و علوفه و تنلقا و للاع و پيكار و شكار و دست انداز و پيشكش و عيدي و ساير تكاليف ديواني به هر اسمي كه بوده باشد ، خواله ننمايند و قلم را كوتاه دارند . و هر ساله حكم مجدد طلب ندارند . و آية كريمة : «فمن بدله تعد ماسمعه» را منظور دارند . تحريراً في شهر صفر 1037»[هنرفر ، گنجينة آثار تاريخي اصفهان ، 386] .

بدين گونه ،‌پادشاهان صفوي از كتيبه هاي مندرج در مساجد و امكان عمومي براي اطلاع رساني به عموم مردم ، استفاده مي كردند .

هم اكنون ، اصلاحگران آثار معماري تاريخي ، بر روي سر در ورودي مسجد ذوالفقار به طرف بازار ، گچ سفيد كشيده اند . از اين رو ، تصوير دوشمشيري كه شاردن ، جابر انصاري و هنرفر از آن ياد كرده اند ، از بين رفته است . مسجد نيز فعلاً به صورت مسجدي كوچك در امتداد بازار قرار دارد ؛ كه در روزهاي هفته بهغير از روزهاي تعطيل ، در آن نماز جماعت برپا مي شود .

منابع ،

1.اسكارچيا ، جيان ، روبرتو ، تاريخ هنر ايران ، هنر صفوي ، زند .قاجار ، ترجمة يعقوب آژند ، چاپ اول ، تهران ، انتشارات مولي ، 1376

2.الاصفهاني ، محمدمهدي ، نصف جهان في تعريف الاسفهان ، 1368 ، تصحيح منوچهر سبوده ، چاپ دوم ، تهران ، انتشارات امير كبير ، 1368

3.جناب ، ميرسيد علي ، الاصفهان ، به اهتمام عباس نصر ، چاپ دوم ، اصفهان ، انتشارات گلها ، 1371

4.رفيعي مهر آبادي ، ابوالقاسم ، آثار ملي اصفهان ، چاپ اول ، تهران ، انتشارات انجمن آثار ملي ، 1352

5.سيوري ، راجر ، ايران عصر سفوي ، چاپ اول ، ترجمة كامبيز عزيزي ، تهران ، نشر مركز ، 1372

6.شاردن ، سفرنامة شاردن ، چاپ دوم ، ترجمة حسين عريضي ، تهران ، انتشارات نگاه ، 1362

7.گدار ، آنده ، آثار ايران ، چاپ سوم ، ترجمة ابوالحسن سروقدمقدم ، مشهد ، انتشارات آستان قدس رضوي ، 1375

8.هنرفر ، لطف الله ، گنجينة آثار تاريخي اصفهان ، چاپ دوم ، اصفهان ، انتشارات كتارخانة ثقفي

نگارنده : مينا رهبريان كارشناس ارشد تاريخ