مقالات

زائری بارانی‌ام آقا به دادم می رسی؟

 
کلمه برای من مقدس است، برابری می کند با آفریدن. وقتی می نویسم یعنی می آفرینم. اما گاهی کلمه هم نمی تواند بیافریند، انگار بعضی وقتها کم می آورد و ناتوان می شود از بیان واقعیتی که باید بنویسد، اما نمی تواند همه زوایایش را ثبت کند.

باید قبول کرد قلم هم گاهی ناتوان می شود و می افتد روی کاغذ سفید...

حتی اگر پاهایشان از صندلی چرخدار آویزان باشد و روی زمین کشیده شود و نا نداشته باشند آن را روی جا پایی بگذارند، حتی اگر دستانشان فلج باشد و از دو پهلو روی صندلی چرخدار افتاده باشد و نتوانند برای دعا کردن بالا بیاورندشان یا نتوانند به رسم ادب روی سینه شان بگذارند و به آقا سلام کنند، حتی اگر گردنشان فلج باشد و سرشان پایین افتاده باشد و نتوانند پنجره فولاد آقا را نگاه کنند و مجبور باشند آن قدرمردمک چشمشان را به گوشه چشم بکشانند تا شاید بتوانند اندکی از گوشه چشم پنجره فولاد و گنبد طلای آقا را نگاه کنند، حتی اگر...، اما باز هم خوشحال اند. خوشحال که به زیارت آقا امام رضا(ع)آمده اند.

هر خادمی یک صندلی چرخدار را هدایت می کند. روز عید و روز پنج شنبه. حرم از هر وقت دیگری شلوغ تر است. حضور سالمندها و ردیف صندلی های چرخدار، توجه زائران را جلب کرده است. با آنکه بسیاری از سالمندان نمی توانند حرف بزنند و احساسشان را بیان کنند، اما چهره هایشان نشان می دهد چقدر خوشحال اند که به زیارت آمده اند. تمام مسیر حرکت اشک می ریزند و شانه هایشان مدام تکان می خورد. آنها که می توانند، ذکر می گویند و صلوات می فرستند، بعضی هم فقط نگاه می کنند. کسی بلند بلند، شعری می خواند:

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟
بی پناهم، خسته ام، تنها به دادم می رسی؟
گرچه آهو نیستم، اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟

دلم نمی آید خلوتشان را به هم بزنم. آرام از یکی از آنها که به من نگاه می کند، می پرسم:

- خوشحالی به زیارت آقا آمده ای؟

با صدایی نحیف که به سختی شنیده می شود جواب می دهد:

- فکر نمی کردم عمر کفاف بدهد که باز هم به زیارت بیایم.

بغض می کند.

از پرسیدن پشیمان می شوم.

ادامه می دهد:

- آن هم کی؟ در این شب و روزهای عید.

می پرسم:

- از آقا چه می خواهی؟

به پاهایش اشاره می کند و می گوید:

- دوست دارم با پای خودم به زیارت امام رضا(ع) بیایم، بدون صندلی چرخدار. دوست دارم همه این مسیر را با پای خودم بیایم، نه یکبار، نه دو بار هر وقت دلم برای حرم تنگ شد بتوانم بیایم.

دستهایم را فشار می دهد و می گوید:

- تو هم برای همه دعا کن، برای من هم دعا کن!

سالمند دیگری می گوید:

- دو سال است حرم نیامده ام. آخرین بار دخترم من را به زیارت آورد.

اشکش را که چکیده روی صورتش با گوشه چارقدش پاک می کند.

می پرسم:

- از امام رضا(ع) چه می خواهی؟

می گوید:

- چیزی نمی خواهم. از آقا ممنونم که باز هم اجازه داد به زیارتش بیایم.

گریه اش می گیرد. دلم نمی آید به صورتش نگاه کنم. ادامه می دهد:

- اگر لیاقت داشته باشم، حتما باز هم من را می طلبد.

صحن عتیق، مانند همیشه شلوغ است. مقابل پنجره فولاد که می رسیم خدام را جلو می برند تا زیارت کنند. پیرمردی که دستانش فلج است و قدرت ندارد آنها را تکان دهد رو به من می کند و می گوید:

- دخترم دعا کن دستهای من هم شفا پیدا کند دوست دارم با دستهایم پنجره فولاد را بگیرم و با امام رضا(ع) حرف بزنم.

با حسرت به دستهای گره شده به پنجره نگاه می کند. می مانم که چه جوابی به او بدهم.

* * *

زیارت تمام می شود. خدام، سالمندان را بر می گردانند. به انتهای صحن که می رسند، صندلی ها را می گردانند، به سمت گنبد. وقت خداحافظی است. شاید مجال سلام دیگری هم نباشد. سالمندها از خدام می خواهند بیشتر بایستند. انگار همه شان دوست دارند تصویر بیشتری از صحن و سرای آقا در ذهنشان ضبط کنند. حتما همه با خودشان می گویند شاید این آخرین دیدار باشد.

****

در ایام دهه کرامت انجام می شود؛ تشرف 2 هزار و 200 سالمند به حرم مطهر امام رضا(ع)

همزمان با نخستین روز دهه کرامت و میلاد حضرت فاطمه معصومه(س) 500 سالمند در قالب طرح «معین الضعفا» به ساحت مقدس حضرت رضا(ع) مشرف شدند.
در این مراسم معنوی که با مدیحه سرایی همراه بود، خدام آستان مبارک رضوی با هدایت صندلی های چرخدار سالمندان را همراهی کردند.

امسال هشتمین سالی است که این طرح اجرا می شود. به گفته «محمد توکلی» مدیر امور خدمه آستان قدس رضوی تا پایان دهه کرامت 2200 سالمند در قالب همین طرح به حرم رضوی مشرف می شوند.

طرح «یا معین الضعفا» فقط شامل سالمندان نمی شود بلکه اقشار آسیب پذیر جامعه مانند بیماران خاص، مددجویان، دانش آموزان یتیم را هم شامل می شود.