مقالات

انسجام دولت و ملت عامل تحقق اقتصاد مقاومتی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انگیزه سازی

با این که مدینه شهری مساعد برای کشاورزی بود، لیکن وضع زراعت مردم در آن، پیش از هجرت چندان خوب نبود و محصولاتشان آنان را کفایت نمی‌کرد، به طوری که مجبور بودند بقیه نیازمندی‌های خود را از مناطق دیگری مانند شام وارد کنند. بهترین و پربارترین زمین‌ها بیشتر در دست یهودی‌ها قرار داشت.[1] به این جهت ثروتمندان، و به ویژه ثروتمندان یهود، از این وضع سوء استفاده کرده و به فقیران و صاحبان زمین‌های اندک، قرض می‌دادند و در مقابل رهن می‌گرفتند و آنان مجبور می‌شدند خرما و انگور خود را روی درخت و محصول جو و گندمشان را قبل از رسیدن بفروشند. بنابراین فاصله فقیر و غنی زیادتر شده و گاهی صاحب زمینِ کم مجبور می‌شد در مقابل بدهی خود از زمینش دست بردارد و آن را به طلبکارش واگذار نماید. این مسائل باعث حقد و کینه میان مردم می‌شد و گاهی به درگیری و قطع درختان و خراب کردن مزرعه‌ها منجر شده و سرانجام سبب می‌شد که ضربه اقتصادی به مدینه وارد شود. بدین جهت هنگامی که مهاجرین به مدینه آمدند و در خانه‌های انصار سکنی گزیدند و مخارجشان بر آنان تحمیل شد، انصار در فشار شدید قرار گرفتند، در حالی که تعداد مهاجران از صد خانوار تجاوز نمی‌کرد.[2]

این وضع به سبب منازعاتی بود که سالیان متمادی در میان انصار وجود داشته و امنیت و آسایش را از آن‌ها ربوده و از پرداختن به زراعت بازداشته بود و تنها در داخل شهر در کنار خانه‌های خود کشاورزی می‌کردند و مایل به زراعت در خارج از شهر نبودند. ولی یهودی‌ها از موقعیت‌ها خوب استفاده کرده، ثروتمند شده بودند و با بهره‌ی بالا به انصار قرض می‌دادند.

پس از هجرت رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) کشاورزی در مدینه رونق گرفت و به خاطر وجود آب، مزارع و باغ‌ها وسعت پیدا کرده و در اطراف شهر باغ‌های زیادی ایجاد شد، به طوری که شهر در محاصره باغ‌ها و درختان قرار گرفت[3] و وادی‌های آن آباد شدند. بعضی از مهاجران نیز به کشاورزی روی آورده و چاه‌هایی برای خود کندند و باغ‌ها به وجود آوردند و بر اطراف آن دیوار ساختند و محصولات قابل ملاحظه‌ای برداشت می‌نمودند. اگر فتوحات اسلامی نبود که باعث شد تا مسلمانان به ممالک فتح شده جلب شوند، یثرب یک‌پارچه باغ و بستان و مزرعه می‌گشت و حتی می‌توانست نیاز غذایی مناطق دیگر را نیز تأمین کند.

اصحاب پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) در بیرون از مدینه به کشاورزی و زراعت پرداختند؛ به ویژه در وادی عقیق که مکانی پُرآب و سرسبز بود. در این محل، اصحاب چاه‌های زیادی کندند و باغ‌ها و نخلستان‌ها به وجود آوردند. قسمت زیادی از این وادی در دست علی (علیه السلام) بوده و در آن چاه‌هایی حفر نموده بودند که در جای مسجد شجره کنونی قرار داشته و معروف به «مسجد آبیار» یا «آبار علی» بوده است.[4]

در منطقه «جرف» و همچنین در قسمت شرقی شهر مدینه نیز مزارعی به دست صحابه ایجاد شده بود. همچنین طلحة بن عبید در وادی قنات، مزرعه‌ی گندم به وجود آورده بود و با بیست شتر، از آب چاه آن را آبیاری می‌کرد.[5]

هر کس زمینی از زمین‌های موات را آباد می‌کرد از آنِ او می‌شد. از طرفی دیگر، پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) زمین‌های موات و زمین‌های فتح شده و مناطقی را که انصار به آن حضرت می‌بخشیدند به صورت اقطاع[6] در اختیار مهاجران قرار می‌داد تا آنجا را آباد کنند؛ غالباً زمین‌هایی را که پیامبر اقطاع می‌داد، زمین‌های موات بودند.[7]

بعد از کوچ دادنِ بنی‌نضیر، زمین‌ها و باغات آنجا چون بدون جنگ فتح شده بود، ملک شخصیِ پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) گردید و آن حضرت نیز آن را میان مهاجران و دو نفر از انصار تقسیم کرد. مهاجران در مناطقی چون «غابة» نیز دارای زمین شدند و درختانِ آن را قطع کرده و زمینش را اصلاح نمودند و نخل و گندم کاشتند.[8]

و به این‌گونه، مسلمانان در صدر اسلام با پیروی از حاکم عادل خویش، یعنی رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله و سلم) دارای اقتصادی مقاوم و بی‌نیاز از مشرکین و یهودیان شدند.

 

اقناع اندیشه

اقتصاد مقاومتی یکی از ملزومات حکومت اسلامی است. برای درک بهتر لزوم اقتصاد مقاومتی ابتدا به قرآن کریم مراجعه می‌نماییم. با مراجعه به کلام خداوند درمی‌یابیم که مسلمانان به هیچ وجه نباید خود را وابسته به غیر مسلمانان و کفار قرار دهند و در صورت فقدانِ راه جایگزین، باید احتیاج مسلمین به کفار به حداقل برسد زیرا خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً.[9]

خداوند هرگز بر [زیانِ‏] مؤمنان، براى کافران راه [تسلّطى‏] قرار نداده است.

همچنین رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله و سلم) می‌فرماید:

الْإِسْلَامُ‏ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَى عَلَیْه‏.[10]

اسلام همچنان به برترى می‌رود، و هیچ دینى بر آن برتر نمی‌شود.

فلذا وظیفه مسلمانان در جوامع اسلامی از جمله کشور ما، قطع نیاز از بیگانگان است و این قطع نیاز فقط با اقتصاد مقاومتی میسر می‌گردد.

برای قدم برداشتن در مسیر اقتصاد مقاومتی و ایجاد انسجام بین دولت و ملت در این مسیر، ابتدا باید تعریف مشخصی از این نوع اقتصاد داشته باشیم. رهبر معظم انقلاب (حفظه الله تعالی) این نوع اقتصاد را این‌گونه معرفی کردند و شرایط آن را بدین صورت تبیین فرمودند:

1.    دارای یک الگوی علمی متناسب با نیازهای کشور ما است، امّا منحصر به کشور ما هم نیست.

2.    درون‌زا و برون‌گرا است اما درون‌گرا نیست.

3.    مردم‌بنیاد

4.     دانش‌بنیان

5.    عدالت‌محور

6.    همیشه بارور خواهد بود و به مردم کمک خواهد کرد.[11]

بر طبق این الگوی اقتصادی، نیاز کشور اسلامی ما به کشورهای غیر مسلمان به حداقل رسیده و حتی در صورت نیاز به آن‌ها، باز هم دست برتری با کشور مسلمانِ ماست، چرا که نیاز آن‌ها به ما بیشتر از نیاز ما به آن‌ها خواهد بود. لذا این‌گونه دستور قرآن کریم مبنی بر قدرتمند بودن و عدم ضعف در مقابل کفار و ایجاد ترس در دل‌های آنان عملی می‌شود که فرمود: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ»[12]« و هر چه در توان دارید از نیرو و اسب‌هاىِ آماده، بسیج کنید، تا با این [تدارکات‏]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان‏] دیگرى را جز ایشان- که شما نمى‏شناسیدشان و خدا آنان را مى‏شناسد- بترسانید».

در این زمینه باید دقت نمود که یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی، تقویت و استفاده از تولیدات داخلی است و وظیفه دولت و ملت این است که با وحدت و انسجام از خرید کالاهای خارجی اجتناب نمایند. در این زمینه رهبر معظم انقلاب (حفظه الله تعالی) در بیان الزامات اقتصاد مقاومتی می‌فرمایند:

1.      مسئولان باید از تولید ملّی حمایت کنند.

2.      صاحبان سرمایه و نیروی کار که تولیدگر هستند، باید به تولید ملّی اهمّیّت بدهند.

3.      صاحبان سرمایه در کشور، فعّالیّت تولیدی را ترجیح بدهند بر فعّالیّت‌های دیگر.

4.      مردم در همه‌ی سطوح، تولید ملّی را ترویج کنند.[13]

در روایات نیز به استفاده نکردن از تولیدات بیگانگان توصیه شده است. از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در زمانی که مردمِ ایران هنوز به دین اسلام مشرف نشده بودند نقل شده است:

أَنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) کَانَ لَا یُنْخَلُ لَهُ الدَّقِیقُ وَ کَانَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَقُولُ لَا تَزَالُ‏ هَذِهِ‏ الْأُمَّةُ بِخَیْرٍ مَا لَمْ‏ یَلْبَسُوا لِبَاسَ الْعَجَمِ وَ یَطْعَمُوا أَطْعِمَةَ الْعَجَمِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ ضَرَبَهُمُ اللَّهُ بِالذُّلِّ.

براى على(علیه السلام) آرد را ألک نمی‌کردند و على (علیه السلام) مى‏فرمود: «کار این امّت به خیر است تا آن زمان که لباس عجم (اشراف غیر عرب) نپوشند و خوراک‌هاى عجم نخورند؛ و چون چنین کنند، خدا آنان را خوار مى‏کند».

همچنین وارد شده است:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ‏ أَعْدَائِی‏ وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِی وَ لَا تَسْلُکُوا مَسَالِکَ أَعْدَائِی فَتَکُونُوا أَعْدَائِی کَمَا هُمْ أَعْدَائِی.[14]

رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله و سلم) فرمودند: لباس دشمنان مرا به تن نکنید، و طعام دشمنان مرا نخورید، و راه دشمنان مرا نپیمائید، زیرا که در این صورت جزء دشمنان من محسوب می‌شوید، چنان که آنان دشمنان منند.

فلذا به نظر می‌رسد استفاده از اجناس خارجی که ساخته‌ی دست دشمنان اسلام و مستکبرینِ عالم باشد، از نظر اسلام مردود است؛ خصوصاً اینکه دشمنان اسلام نه‌تنها با فروش اجناسشان به ما، منفعت اقتصادی می‌برند و قدرتشان در مقابله با اسلام بیشتر می‌شود بلکه زندگی ما را نیز شبیه زندگی خودشان می‌نمایند و با وارد کردن وسایلی با مدل‌های غیر اسلامی، سعی در نفوذ فرهنگی و استحاله فرهنگ اسلامی کشور ما را دارند و این مطلبی است که نه خداوند متعال آن را می‌پسندد و نه رسول او.

از طرف دیگر، وظیفه یک انسان مسلمان این است که همواره در فکر تقویت مسلمین باشد و برای حل مشکلات جامعه اسلامی و مسلمانان تلاش نماید. چنانکه نبی مکرم اسلام (صلى اللَّه علیه و آله و سلم) می‌فرمایند:

مَنْ أَصْبَحَ لَا یَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا یُنَادِی یَا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ.

هر که صبح کند و اهتمامى به امور مسلمانان نداشته باشد، از مسلمانان نیست، و هر که بشنود مردى به مسلمانان استغاثه کند و از آن‌ها فریادرسى خواهد و او را پاسخ نگوید و به داد او نرسد، مسلمان نیست.

پس از مشخص شدن لزوم اجرای اقتصاد مقاومتی و تلاش برای تحقق الزامات آن، تذکر این نکته لازم است که اجرای این مسائل فقط با اتحاد دولت و ملت و شکل گرفتن بسیج عمومی برای تحقق این برنامه امکان‌پذیر است.

خداوند متعال نیز در قرآن کریم، مسلمین را از تفرقه نهی فرموده است و اعلام می‌کند: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا»[15] «و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید.»

البته در قرآن کریم آیات دیگری نیز درباره وحدت و انسجام جامعه اسلامی آمده است که از اهمیت این مطلب در پیشگاه خداوند متعال پرده برمی‌دارد، چنانچه قرآن کریم می‌فرماید: «وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ»[16] «و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سُست شوید و مهابت شما از بین برود.»

فلذا طبق این دستور قرآن کریم، در یک کشور اسلامی و در بین مردم مسلمان نباید اختلاف و تفرقه باشد؛ چرا که نتیجه‌اش سستی و از بین رفتن هیبت جامعه اسلامی در برابر بیگانگان و نیز عدم امکان اجرای سیاست‌های صحیح در جامعه خواهد بود.

با توجه به توضیحات فوق، دولت و ملت تنها با حرکتی عمومی و تلاشی مستمر است که می‌توانند الزامات اقتصاد مقاومتی را محقق نمایند و نیاز کشور اسلامی‌مان را به خارج از کشور قطع و یا به حداقل برسانند و هیبت و قدرت میهن اسلامی‌مان را در برابر مستکبرین و دشمنان خداوند حفظ نمایند.

رفتارسازی

یکی از الزامات اقتصاد مقاومتی، مدیریت مصرف و پرهیز از اسراف است. در این زمینه مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) می‌فرمایند:

یک مسئله هم در اقتصاد مقاومتى، مدیریت مصرف است. اسراف و زیاده‌‌روى، قضیه‌ مهمى در کشور است. خب، حالا چگونه باید جلوى اسراف را گرفت؟ فرهنگ‌‌سازى هم لازم است، اقدام عملى هم لازم است.»[17]

همچنین ایشان درباره مدیریت مصرف می‌فرمایند:

 «مسئله مدیریت مصرف، یکى از ارکان اقتصاد مقاومتى است؛ یعنى مصرف متعادل و پرهیز از اسراف و تبذیر. هم دستگاه‌هاى دولتى، هم دستگاه‌هاى غیر دولتى، هم آحاد مردم و خانواده‌ها باید به این مسئله توجه کنند؛ که این واقعاً جهاد است.»[18]

فلذا پرهیز از اسراف و زیاده‌روی برای مسئولین و آحاد جامعه لازم و ضروری می‌باشد. قرآن کریم نیز درباره اسراف به شدت واکنش نشان داده و می‌فرماید: «إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ وَ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً»[19] «همانا اسراف‌کاران برادران شیطان‌هایند، و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.»

البته در تشخیص مصادیق اسراف نیز باید دقت نمود. از امام صادق (علیه السلام) درباره تشخیص مصداق اسراف و نیز تشخیص اعتدال در مخارج حتی انفاق، این‌گونه نقل شده است:

امام صادق(علیه السلام) هنگامی که این آیه را تلاوت فرمود: «وَ الَّذِینَ إِذَا أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْترُُواْ وَ کَانَ بَینْ‏َ ذَالِکَ قَوَامًا»[20] «و آنان که چون انفاق می‌کنند زیاده روی نمی­کنند و بخل هم نمی­ورزند و میان این دو، حدّ وسط را نگه می­دارند.» مشتی سنگریزه برداشت و آن را در مشتش نگه داشت و فرمود: «این همان سختی‌گری و خسّتی است که خداوند (عزّوجلّ) در کتاب خود فرموده.» آن‌گاه مشتی دیگر برداشت و همه آن‌ها را ریخت و فرمود: «این اسراف است.» سپس مشتی دیگر برداشت و قسمتی از آن را ریخت و مقداری را نگه داشت و فرمود: «این حدّ وسط است.»[21]

البته با توجه به اینکه درباره اسراف و تبذیر زیاد صحبت شده است، بیش از این در مذمت اسراف سخن نمی‌گوییم.

 

پرورش احساس

بزرگان این سرزمین، سال‌ها پیش از آنکه نامی از سال حمایت از تولید ملی و یا بحث اقتصاد مقاومتی باشد، ضرورت استفاده از کالاهای تولید داخل را دریافته بودند،. آیت‌الله مرعشی نجفی (رحمة الله علیه) از نمونه همین مردان خدای‌گونه است که داستان نرفتنش به حج به‌خاطر عدم استطاعت مالی زبان‌زد خاص و عام ایرانیان و حتی غیرایرانیان شده است.

این روحانی بزرگوار، درباره لباسش می‌گفت: از روزی که من خود را شناختم، یک ذره لباس خارجی مصرف نکردم.

ایشان هر چه لباس می‌پوشید، ساخت داخل بود، روزی خیاطشان گفته بود: آقا دکمه‌ای که ما می‌گذاریم از خارج می‌آید، و ایشان در پاسخ تأکید کرده بود که اگر کالایی غیر ایرانی است استفاده نکنید، به جایش از همین قیتان‌هایی که ساخت ایران هست، دکمه درست کنید تا دکمه آن هم خارجی نباشد.

در حدود یک قرن پیش نیز جمعی از علمای اصفهان اعلامیه‌ای را منتشر کرده و اعلام کردند که فقط از محصولات داخلی استفاده می‌نمایند و بدین‌صورت از اقتصاد داخلی حمایت نمودند. متن اعلامیه ایشان چنین بود: 

«بعد از تسبیح و تحمید؛ این خدام شریعت مطهره با همراهی جناب رکن الملک متعهد و ملتزم شرعی شده‌ایم که مهما امکن (تا حد امکان) بعد ذلک تخلف ننمائیم، فعلاً پنج فقره است:

اولاً: قبالجات و احکام شرعیه، از شنبه (14 جمادی الاول) به بعد باید روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شد، اگر بر کاغذ‌های دیگر نویسند، مهر ننموده و اعتراف نمی‌نویسیم. قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد، امضاء نمی‌نماییم. حرام نیست کاغذ غیرایرانی و کسی را مانع نمی‌شویم، لیکن ماها به این روش متعهدیم.

ثانیاً: کفن اموات، اگر غیر از کرباس و پارچه اردستانی یا پارچه دیگر ایرانی باشد، متعهد شده‌ایم، بر آن میت ماها نماز نخوانیم. دیگری را برای اقامه صلوة بر آن میت بخواهند، ماها را معاف دارند.

ثالثاً: ملبوس مردانه جدید که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده می‌شود، قرار دادیم مهما امکن هر چه بدلی آن در ایران یافت نمی‌کنیم و حرام نمی‌دانیم لباس‌های غیر ایرانی را، اما ماها ملتزم شده‌ایم، حتی‌المقدور بعد از  این تاریخ ملبوس خود را از نسج ایرانی بنماییم، تابعین ماها نیز کذلک. و متخلف توقع احترام از ماها نداشته باشد، آنچه از سابق پوشیده داریم و دوخته، ممنوع نیست استعمال آن.

رابعا: میهمانی‌ها بعد ذلک، ولو اعیانی باشد، چه عامه چه خاصه، باید مختصر باشد؛ یک پلو و یک چلو و یک خورش و یک افشره، اگر زائد بر این کسی تکلف دهد، ما را به محضر خود وعده نگیرد، خودمان نیز به همین روش میهمانی می‌نمائیم، هر چه کمتر و مختصرتر از این تکلف کردند، موجب مزید امتنان ماها خواهد بود.

خامساً: وافوری و اهل وافور را احترام نمی‌کنیم و به منزل او نمی‌رویم. زیرا که آیات باهره (ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین[22] - و لاتسرفوا ان الله لایحب المسرفین[23] - و لاتلقوا بایدیکم الی التهلکه[24]) و حدیث: (لا ضرر و لاضرار[25]). ضرر مالی و جانی و عمری و نسلی و دینی و عِرضی و شغلیِ آن محسوس و مُسری است و خانواده‌ها و ممالک را به باد داده، بعد از این هر که را فهمیدیم وافوری است، به نظر توهین و خفت می‌نگیریم.

امضای آقایان کرام و علماء‌ فخام کثرالله امثالهم:

1- ثقة الاسلام آقای حاج‌آقا نورالله. 2 - حسین بن جعفر الفشارکی، 3 حجة الاسلام آقانجفی، 4- شیخ مرتضی اژه، 5 - آقا میرزا محمدتقی مدرس، 6- حاجی سید محمد باقر بروجردی، 7- آقا میرزا علی محمد، 8- حاجی میرزا محمد مهدی جویباره، 9- سید ابوالقاسم دهکردی، 10- حاجی سید ابوالقاسم زنجانی، 11- آقا محمد جواد قزوینی، 12- سید محمد رضا شهیر به آقا میرزای مسجدشاهی، 13 - حاجی آقا حسین بیدآبادی.[26]

 

شده غصه‌ی نان و دنیای ما
حجاب میان حبیب و مُحِبّ
توکل نکردیم بر او که گفت:
«وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب»



[1] یاقوت حموی، معجم البلدان، ج1، ص446

[2] دکتر جواد علی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج7، ص 433

[3] همان منبع، ص 314

[4] سمهودی، وفاء والوفا باخبار دار المصطفی، تحقیق; محمد محی الدین عبدالحمید، ج3، ص1307 و 1068

[5] ابن سعد، الطبقات الکبری، ج3، ص222

[6] این که حاکم قطعه‌ای از زمین را در اختیار شخصی بگذارد تا آن را آباد کند.

[7] دکتر نجمان یاسین، تطور الأوضاع الاقتصادیه فی عصر الرساله والراشدین، ص145

[8] یاقوت حموی، معجم البلدان، ج4، ص182

[9] النساء، آیه 141

[10] محمد بن علی بن بابویه، من لا یحضره الفقیه، ج‏4، ص: 334

[11] سخنرانی رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر امام رضا (علیه السلام) مورخ 1/1/1393

[12] الأنفال، آیه 60 

[13] سخنرانی رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر امام رضا (علیه السلام) مورخ 1/1/1393

[14] محمد بن علی بن بابویه، عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏2، ص: 23

[15] آل عمران، آیه 103

[16] الأنفال، آیه 46

[17] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت‌2/6/91

[18] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگزاران نظام3/5/91

[19] الإسراء، آیه 27

[20] الفرقان، آیه 67

[21] محمد بن یعقوب الکلینی، الکافی (ط - دارالحدیث)، ج‏7، ص: 345

[22][22] الإسراء،آیه 27

[23] الأنعام، آیه 141

[24] البقره، آیه 195

[25] محمد بن یعقوب الکلینی، الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 293

[26] به نقل از سایت تبیان