مقالات

هدایتگری حضرت زهرا سلام الله علیها

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انگیزه سازی

ابن شهر آشوب و قطب الدین راوندى می‌گویند:

روایت شده که على (علیه السّلام) مقدارى جو از یک یهودى قرض کرد، یهودى مزبور گفت:

باید در ازاى آن چیزى را به عنوان رهن در نزد من بگذارى. و على (علیه السّلام) چادر حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را که از پشم بود به او داد. آن شخص چادر را گرفته و به خانه برده و در اطاقى گذاشت. به هنگام شب زن آن شخص براى انجام کارى داخل اطاق مذکور گردید و نورى را دید که اطاق را روشن کرده، فوراً از اطاق خارج شد و آنچه را دیده بود به شوهرش اطلاع داد، مرد یهودى که فراموش کرده بود چادر فاطمه (سلام الله علیها) در آن اطاق است تعجّب نمود و به سرعت برخاسته داخل آن اطاق گردید و بلافاصله دریافت که آن نور از چادرى ساطع مى‏شود که على (علیه السّلام) آن را گرو گذاشته است. پس آن مرد یهودى و همسرش از خانه خارج شده و هر یک به سوى اقوام خویش شتافته و آنها را از معجزه‏اى که دیده بودند آگاه نمودند، و در اثر این واقعه هشتاد نفر از آنها به اسلام متمایل گردیده و ایمان آوردند.[1]

آری! وجود مقدس حضرت فاطمه (سلام الله علیها) منشأ برکات فراوان و باعث هدایت بسیاری از غیرمسلمانان به دین مبین اسلام بوده است. همچنین مسلمانان از رهنمودها و هدایتگری ایشان بهره‌ها برده‌اند که بخشی از آن در تاریخ به ثبت رسیده است. البته بخشی از این توفیقات به سبب معجزات و کرامات و بخشی نیز به سبب گفتار و رفتار ایشان واقع شده است. داستانی که ذکر شد از مواردی است که کرامات و معجزات آن بانوی عظیم الشأن باعث هدایت افراد زیادی شده است.

در بخش دوم نیز می توان گفت که افراد بسیاری با سخنان و رفتار آن بانوی بزرگوار در مسیر عبودیت و بندگی خداوند قرار گرفته اند که یک نمونه از آن‌را خدمتتان عرض می‌نماییم.

در برخی کتابها نقل شده است که یکی از نوادگان امرؤالقیس[2] شنید که مردی در مکه و مدینه ادعای نبوت کرده است و کلامی را برای مردم می خواند که بشر از آوردن مثل آن عاجز است.

پس به سمت مدینه به راه افتاد و پرسید: چه کسی محبوب‌ترین مردم است در نزد مردی که ادعای نبوت کرده است؟

پس گفتند: دخترش که نامش فاطمه است. پس به خانه فاطمه آمد.

پس زمانی که به خانه فاطمه (سلام الله علیها) رسید فاطمه(سلام الله علیها) را در حال نماز یافت. پس نشست تا بشنود که در نمازش چه می خواند. پس شنید که سوره زلزال را می خواند. پس وقتی که آن حضرت از نماز فارغ شد آن زن به او گفت: چرا اشعار جد مرا همان‌گونه که هست نمی خوانی؟ فاطمه گفت: جدّ تو کیست؟ زن گفت: امرؤ القیس است و ابیات زیادی دارد و چند بیت را که شبیه آیات سوره زلزال بود خواند و گفت: اگر اشعار جدّ مرا می خوانی آنها را ناقص نکن و تغییر مده. پس فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: آنچه که خواندم شعر نبود بلکه کلام خداوند بود که جبرئیل امین آن را برای پدرم آورده است. پس زن گفت: بعضی از آیاتش را که مشتمل بر بلاغت و فصاحت است برایم بخوان. فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: همه قرآن در نهایت فصاحت و بلاغت است. پس زن گفت: فصیح‌ترین آن‌ها را برایم بخوان.

حضرت زهرا (سلام الله علیها) این آیه را برای او خواندند:

وَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ[3]

دختر امرؤالقیس گفت: پدرم نیز ابیاتی درباره زندگی و قصاص دارد ولی با این فصاحت و بلاغت نیست. باز هم از این کلمات برای من بخوان.

 حضرت زهرا(سلام الله علیها) این آیه را برای او قرائت نمودند:

وَ قِیلَ یا أَرْضُ ابْلَعِی ماءَکِ وَ یا سَماءُ أَقْلِعِی وَ غِیضَ الْماءُ وَ قُضِیَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِیِّ[4]

در این هنگام او شهادتین بر زبان جاری نمود و مسلمان شد و گفت: شهادت می دهم که این کلام، کلام بشر نیست.[5]

 

اقناع اندیشه

همان‌طور که مطرح کردیم، وجود مقدس حضرت زهرا (سلام الله علیها) سبب هدایت بسیاری از مردم بوده است.

در اینجا این مقدمه قابل ذکر است که هدایت و ارشاد انسان‌ها به دو صورت انجام می پذیرد. یکی هدایت تکوینی و دیگری هدایت تشریعی. اما هدایت تکوینى هدایتى است که به امور تکوینى تعلق مى‏گیرد، مانند اینکه خداوند هر یک از انواع مصنوعات را که آفریده، او را به سوى کمال و هدفى که برایش تعیین کرده و اعمالى که در سرشتش گذاشته راهنمایى فرموده و شخصى از اشخاص آفریده را به سوى آنچه برایش مقدر شده و نهایت و سررسیدى که براى وجودش قرار داده است به راه انداخته، چنان‌که مى‏فرماید:

(رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى)‏[6]

و نیز مى‏فرماید:

( الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدى)[7]

و اما هدایت تشریعى: این هدایت مربوط است به امور تشریعى از قبیل اعتقادات حق و اعمال صالح که امر و نهى، بعث و زجر و ثواب و عقاب خداوند همه مربوط به آن است. این قسم هدایت نیز دو گونه است: یکى ارائه طریق یعنى صرف نشان دادن راه که هدایت مذکور در آیه (إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً)[8]  از آن قبیل است. و دیگر ایصال به مطلوب یعنى دست طرف را گرفتن و به مقصدش رساندن که در آیه (وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ)[9] به آن اشاره شد.[10]

در مورد هدایت تشریعی نیز باید توجه داشته باشیم که در روایات متعدد وارد شده است که تنها راه هدایت به سوی خداوند، اهل بیت عصمت (سلام الله علیهم) هستند و هدایت یافتن فقط و فقط از طریق آن انوار مقدسه امکان پذیر است؛ همان‌گونه که در ذیل آیه (وَ أَنَّ هذا صِراطی‏ مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون)[11] وارد شده است:

عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: «أ تدری ما یعنی بصِراطِی مُسْتَقِیماً؟» قلت: لا. قال: «ولایة علی و الأوصیاء (علیهم السلام)»[12]

حال که اختصاص مسیر عبودیت و هدایت به اهل بیت عصمت (سلام الله علیهم) مشخص شد شأن هدایتگری حضرت زهرا   (سلام الله علیها) بیشتر مشخص می‌گردد. زیرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) به فرموده قرآن کریم یکی از بزرگترین هدایتگران بشر بوده و هستند تا آنجا که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:

إِنهََّا لَاحْدَى الْکُبرَِ، نَذِیرًا لِّلْبَشَرِ.[13]

همانا او یکی از بزرگان است که بشر را هشدار می‌دهد.

و امام باقر (علیه السلام) در ذیل این آیه می‌فرمایند:

‏ فِی قَوْلِهِ‏ إِنَّها لَإِحْدَى الْکُبَرِ- نَذِیراً لِلْبَشَرِ قَالَ یَعْنِی‏ فَاطِمَةَ (سلام الله علیها)

و عجیب‌تر آن است که در این بین که اهل بیت عصمت (علیهم السلام) تنها راه هدایت و وسیله سعادت انسان‌ها هستند، حضرت زهرا (سلام الله علیها) باعث هدایت امامان معصوم (علیهم السلام) نیز می‌گردد و هدایتگران امت را نیز به سوی خداوند رهنمون می‌سازد.

آن حضرت علاوه بر تربیت امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) به عنوان دو امام معصوم و سرور جوانان اهل بهشت، با مصحف خود وسیله هدایت امامان دیگر نیز گردیده است. همان‌گونه که امام صادق (علیه السلام) تاریخ ظهور زنادقه را مطرح فرمود و در ادامه فرمودند که این مطلب را از مصحف فاطمه (سلام الله علیها) می‌گویم. سپس در توضیح این کلامشان فرمودند:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَمَّا قَبَضَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) دَخَلَ عَلَى فَاطِمَةَ مِنْ وَفَاتِهِ مِنَ الْحُزْنِ مَا لَا یَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَرْسَلَ إِلَیْهَا مَلَکاً یُسَلِّی عَنْهَا غَمَّهَا وَ یُحَدِّثُهَا فَشَکَتْ ذَلِکَ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ لَهَا إِذَا أَحْسَسْتِ بِذَلِکَ فَسَمِعْتِ الصَّوْتَ فَقُولِی لِی فَأَعْلَمْتُهُ فَجَعَلَ یَکْتُبُ کُلَّمَا سَمِعَ حَتَّى أَثْبَتَ مِنْ ذَلِکَ مُصْحَفاً قَالَ ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ فِیهِ مِنْ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ لَکِنْ فِیهِ عِلْمُ مَا یَکُونُ.[14]

زمانی که خداوند تبارک و تعالی پیامبر(صلی الله علیه و آله)  را قبض روح کرد، بر فاطمه (سلام الله علیها) به سبب وفات ایشان آنقدر اندوه وارد شد که غیر از خدا هیچ کسی نمی‌داند. پس خداوند فرشته‌ای را به سوی زهرا (سلام الله علیها)  فرستاد تا او را تسلّی دهد و با او صحبت کند. پس زهرا (سلام الله علیها) این مطلب را به امیرالمؤمنین (علیه السلام) گفت. علی (علیه السلام) به او فرمود: زمانی که آن را احساس کردی و صدایش را شنیدی به من بگو. حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیز در وقتی که فرشته الهی می‌آمد به علی (علیه السلام) می‌گفت و آن حضرت نیز هر آنچه که می‌شنید می‌نوشت تا اینکه آن شنیده‌ها به صورت مصحفی درآمد. سپس امام صادق(علیه السلام) فرمودند: آگاه باش که در آن از حلال و حرام چیزی نیست، بلکه در آن علم اتفاقات آینده است.

در برخی روایات نیز وارد شده که این فرشته الهی جناب جبرئیل امین بوده است[15].

و شگفت‌ اینکه حتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز که خود مَهدیّ الاُمَم هستند نیز می‌فرمایند:

و فِی‏ ابْنَةِ رَسُولِ‏ اللَّهِ ص لِی أُسْوَةٌ حَسَنَة.[16]

و عجیب‌تر آنکه حتی سید الأوصیاء حضرت علی (علیه السلام) نیز از نور وجود حضرت زهرا (سلام الله علیها) بهره‌مند گردیده‌اند. نمونه‌ای از این نورافشانی دریاهای نور را در این مجال مطرح می‌نماییم:

از على (علیه السّلام) روایت شد که فرمود:

ما نزد رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) نشسته بودیم که آن حضرت فرمود: به من بگویید که چه چیزى براى زنان بهتر است؟

همه ما از جواب بازماندیم و متفرّق شدیم، و من نزد فاطمه آمدم و آنچه را که پیامبر از ما پرسیده بود و ما نتوانسته بودیم جواب دهیم، براى او باز گفتم. فاطمه گفت: ولى من جواب این سؤال را مى‏دانم، بهترین چیز براى زنان آن است که مردان را نبینند و مردان نیز آنان را نبینند.

على (علیه السّلام) گوید: من به نزد رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) بازگشتم و به آن حضرت گفتم: اى رسول خدا! من پاسخ آن سؤال را مى‏دانم و آن این است که بهترین چیز براى زنان آن است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند.

رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: چرا هنگامى که نزد من بودى این جواب را بیان نکردى، بگو بدانم چه کسى آن را به تو تعلیم داده است؟

گفتم: فاطمه (سلام الله علیها) ،پس رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) از این امر تعجّب کردند و گفتند: همانا فاطمه پاره‏اى از تن من است.[17]

آری! آن بانوی عظیم الشأن که در زمان خودش نیز تلاش وافری در جهت هدایت مردم و جامعه اسلامی مبذول داشت در طول تاریخ باعث هدایت انسان‌های زیادی گردید و این هدایت‌ها نه تنها برای عموم مسلمانان انجام شده است بلکه برای اولیاء خدا نیز بوده و باعث تقرب به خداوند و مایه هدایت بیشتر آن‌ها گردیده است .

و این‌گونه فاطمه (سلام الله علیها) باعث هدایت مسلمین و حتی اولیاء الهی می‌گردد و تمامی خلائق غیر از نبی مکرّم اسلام از نور وجود ایشان در جهت هدایت بهره‌مند می‌‌شوند.

 

پرورش احساس

همان‌گونه که مطرح کردیم حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مدت کوتاه حیات پربرکتشان همیشه در فکر هدایت دیگران به سمت مسیر حق بودند. تا آنجا که وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای اعرابی تازه مسلمان شده که از قبیله بنی سلیم بود غذا خواستند، سلمان به خانه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) رفت و ماجرای مسلمان شدن اعرابی و درخواست پیامبر را به حضرت زهرا (سلام الله علیها) عرضه داشت. فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: اى سلمان! بحق آن خدائى که محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) را به پیامبرى مبعوث نموده، مدت سه روز است که ما غذا نخورده‏ایم، حسن و حسین از شدت گرسنگى به من بهانه‏جوئى می‌کنند و اکنون ایشان نظیر دو جوجه به خواب رفته‏اند، ولى در عین حال موقعى که خیرى بر در خانه من بیاید، آن را رد نخواهم کرد. اى سلمان! این پیراهن مرا بگیر و نزد شمعون یهودى ببر و به او بگو: فاطمه دختر محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌گوید: این پیراهن را بردار و در مقابل آن یک من خرما و یک من جو به من بده تا بعداً با خواست خدا بپردازم.

سلمان آن پیراهن را گرفت و پس از اینکه نزد شمعون یهودى آمد به وى گفت: این پیراهن فاطمه (سلام الله علیها) دختر حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) است، فاطمه می‌گوید: این پیراهن را بگیر و در مقابل آن یک من خرما و یک من جو به من بده تا بعداً با خواست خدا به تو پرداخت کنم.

شمعون آن پیراهن را گرفت و در میان دو دست زیر و رو مى‏کرد و چشمانش اشک می‌ریخت و می‌گفت:

اى سلمان! این همان زهد و تقواى واقعى است در دنیا! این همان زهدى است که تورات حضرت موسى به ما خبر داده، من اکنون شهادت می‌دهم که خدا یکى است و حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) بنده و رسول او می‌باشد. یهودى اسلام آورد و اسلام او بسیار نیکو شد.

سپس آن یهودى یک من خرما و یک من جو به سلمان داد، سلمان آنها را آورد و به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) تقدیم نمود، حضرت زهرا (سلام الله علیها) آن جو را با دست خود آسیا کرد و از آرد آن نان پخت. آن‌گاه آن نان‌ها را به سلمان داد و به او فرمود: این نان‌ها را بگیر و به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ببر.

در نتیجه معجزه‌ی پیامبر و امکاناتی که اصحاب و حضرت زهرا (سلام الله علیها) به آن عرب بنی سلیم دادند، در آن روز تعداد چهار هزار مرد که صاحبان پرچم‌هاى سبز بودند، ایمان آورده و در اطراف پیغمبر خدا گرد آمدند.[18]

 

رفتار سازی

مردى به زن خود گفت برو خدمت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) دختر رسول خدا و از او برایم سؤال کن که آیا من از شیعیان آن‌‌ها هستم یا نه؟ آن زن خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمده و سوال را پرسید. حضرت فرمودند: به شوهرت بگو اگر به آنچه ما فرمانت دادیم عمل می‌کنى و از آنچه تو را نهى نمودیم خوددارى می‌کنى، تو از شیعیان ما هستی و الّا نه. زن بازگشت و جریان را به شوهرش گفت. مرد تا شنید گفت: واى بر من! کیست که بتواند از گناه و لغزش جدا شود و در این صورت من در دوزخ جاوید و همیشگى هستم، زیرا با این بیان که حضرت فرموده، من شیعه آنها نیستم و هر کس شیعه اهل بیت نباشد در آتش دوزخ مخلّد است.

زن دوباره خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمد و سخن شوهرش را عرض کرد. حضرت فرمود: به او بگو چنین نیست، شیعیان ما بهترین مردم بهشت هستند و هر کس ما را دوست دارد و دوستدار دوستان ما و دشمن دشمنان ماست و با دل و زبان تسلیم ماست، اگر مخالفت دستورات ما کند از شیعیان ما نیست ولى با این وضع، آنها نیز اهل بهشت هستند. امّا بعد از اینکه با ابتلاء به مصیبت‏هاى دنیا یا گرفتارى در عرصات قیامت و مشکلات گوناگونِ آن روز، یا رفتن در طبقه بالاى دوزخ از گناهان پاک شود و وقتى پاک شد چون از دوستان ماست او را نجات می دهیم و او را به جایگاه خود منتقل می‌سازیم.[19]

آری! حضرت زهرا (سلام الله علیها) بسیار دقیق جانب خوف و رجاء را رعایت می‌نمودند و همگان را به سمت و سوی تقوای الهی و بهره‌مندی از آموزه‌های اسلامی سوق می‌دادند.

 

روضه

گرچه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مسیر تعالیِ جامعه اسلامی زحمات فراوانی متحمل شدند و زمینه هدایت بسیاری از مردم را فراهم نمودند، ولی مردم بی وفای مدینه حق آن حضرت را اداء نکردند و در حق آن بانوی بزرگوار ظلم نمودند.

در زیارتنامه آن شفیعه‌ی محشر می‌خوانیم:

«السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا التَّقِیَّةُ النَّقِیَّةُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَة السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَة»[20]

سلام بر تو اى ذات متقىِ پاک گوهر، سلام بر تو اى آنکه به الهام خدا دانا بودى، سلام بر تو اى مظلومی که حق تو را غصب کردند، سلام بر تو اى ستم کشیده و مقهور دشمنان دین.

آن بانوی مظلومه تا آخرین روزهای زندگی پر برکتش از فکر هدایت مردم غافل نبود و با اینکه در بستر شهادت قرار داشت باز هم در سخنانی به زنان مدینه که به عیادت ایشان آمده بودند، پس از حمد خدا و صلوات بر پیامبر فرمود:

«واى بر این امّت! چه چیز آنان را از ستون‌هاى استوار رسالت و اساس نبوّت و راهنمایى؛ و مهبط فرشته وحى، و دانا به تمام امور دنیا و آخرت، گمراه ساخت؟ آگاه باشید که این انحراف خسران مبین است. چرا این گونه أبو الحسن را عقوبت کردند؟! به خدا سوگند که این مجازات (خذلان و تنها گذاردن آن حضرت) فقط به خاطر ترس از شمشیر او و کمى ملاحظه در اجراى حق، و سختى و شدّت جنگ او، و شجاعت کارزار، و بى‏مهابا بودن او در اجراى فرامین الهى بود.»[21]

آری او اینگونه نسبت به هدایت امت اسلامی غم‌خوار و حریص بود ولی این مردم او را تنها گذاشتند و هنگامی که درب خانه آن مظلومه می‌سوخت، هیچ کس از مردم مدینه به یاری آن پاره‌ی تن پیامبر نرفت.

بابا چه بی وفا شده دنیای بعد تو

من ماندم و مصائب عظمای بعد تو

 

چشم انتظار رفتن تو بود امتت

شعله کشید فتنه ز فردای بعد تو

 

داغت برای فاطمه سنگین تمام شد

پشت مرا شکسته قضایای بعد تو

 

اصحاب تو چه زود به ما پشت پا زدند

آری گواه فاطمه شبهای بعد تو

 

دارد به قتل حجت حق حکم می‌کند

اجماع این سقیفه و فتوای بعد تو[22]

 

در کوچه‌ها ادا شده اجر رسالتت

یعنی شکست حرمت مولای بعد تو

 

در تنگنای این در و دیوار عاقبت

از دست رفت ام ابیهای بعد تو

 

آتش، هجوم، کوچه، قباله، فدک! ببین

چیزی نمانده از تن زهرای بعد تو

 

قنفذ معاف می‌شود از مالیات‌ها![23]

سیلی به دخترت شده سرمایه بعد تو

 

دیگر ببر مرا که زمانش رسیده است

نه! نیست جای فاطمه دنیای بعد تو

 

 



[1] محمد روحانی، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار)؛ ص 229

[2] او در زمان خود فصیح ترین شخص در بین قبیله خود بود که حضرت علی علیه السلام او را در بیانی که در حکمت455 نهج البلاغه دارد شاعرترین شعرا معرفی نموده اند.

[3] البقره، آیه 179

[4] هود، آیه 44

[5]اسماعیل انصاری زنجانی، الموسوعة الکبرى عن فاطمة الزهراء ،ج‏21،ص:128.

[6] طه، آیه 50.

[7] الاعلی، آیه 2و3.

[8] الإنسان، آیه 3

[9] الأعراف، آیه 176

[10] سید محمد باقر موسوی همدانی، ترجمه تفسیر المیزان، ج7، ص477.

[11] انعام/153

[12] سید هاشم بحرانی،البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏2، ص: 498

[13] المدثر، آیه 36

[14] محمدبن یعقوب کلینی. الکافی (ط - دارالحدیث)، ج‏1، ص: 596

[15] محمد بن حسن صفار، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد (صلى الله علیهم)، ج‏1، ص: 153

[16] محمد بن الحسن طوسی، الغیبة (للطوسی)/ کتاب الغیبة للحجة، النص، ص: 286

[17] محمد روحانی، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ، ص: 319

 

[18] محمد جواد نجفی، زندگانى حضرت زهرا علیها السلام (ترجمه جلد 43 بحار الأنوار)، ص86

[19] علی تهرانی، شیعه در پیشگاه قرآن و اهل بیت علیهم السلام (ترجمه جلد 65 بحار الأنوار)، ص: 211

 [20] مفاتیح الجنان، ص 317

[21] بهراد جعفری، الإحتجاج (ترجمه الاحتجاج علی اهل اللجاج)، ج‏1، ص: 247

[22] سلیم بن قیس هلالی، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج‏2، ص: 868

[23] سلیم بن قیس هلالی،  کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج‏2، ص: 675