مقالات

فیش منبر/نقش مسجد در ترویج امر به معروف و نهی از منکر-95

 

                                                                                                  بسم الله الرحمن الرحیم

ایجاد انگیزه[1]

همه ما مسجدهای سخنان زیادی درباره اهمیت امر به معروف و نهی از منکر شنیده و می‌دانیم که اسلام چقدر بر اقامه امر به معروف و نهی از منکر تأکید نموده و برای افراد و ملت‌های که در انجام این امر مهم کاهلی کنند، عواقب و پیامدهای سختی بر شمرده است.

امیرالمومنین علی (ع) می‌فرمایند: «أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى جَلَّتْ قُدْرَتُهُ إِلَى شُعَیْبٍ (ع) أَنِّی مُهْلِکٌ مِنْ قَوْمِکَ مِائَةَ أَلْفٍ أَرْبَعِینَ أَلْفاً مِنْ شِرَارِهِمْ وَ سِتِّینَ أَلْفاً مِنْ خِیَارِهِمْ فَقَالَ (ع) هَؤُلَاءِ الْأَشْرَارُ فَمَا بَالُ الْأَخْیَارِ فَقَالَ دَاهَنُوا أَهْلَ الْمَعَاصِی فَلَمْ یَغْضَبُوا لِغَضَبِی[2]؛ خداوند عزوجل به شعیب پیغمبر وحى فرمود که من صد هزار نفر از امت تو را عذاب خواهم نمود، چهل هزار نفر از اشرار و بدکاران و شصت هزار از نیکان را، پس شعیب عرض کرد: پروردگارا! این گروه اشرار مستحق و سزاوار عذابند، پس جهت عذاب نیکان چیست؟ خداوند فرمود: همانا نیکوکاران در نصیحت و باز داشتن گناهکاران از اعمال زشتشان سستى و سهل انگارى و سازش نمودند و به جهت غضب من بر ایشان، غضب و خشم نکردند.»

حال با توجه به اهمیت اقامه این امر مهم و مسؤلیت سنگینی که بر دوش همگان است، ما مسجدی‌ها چگونه می‌توانیم نسبت به این امر خطیر، نقش آفرینی کنیم؟ نقش مسجد ما در ایفای این وظیفه مهم چیست؟

هر یک از اقشار مختلف مسجد چه نقشی را در این مسئله می‌توانند ایفا کنند؟ جوانان و بانوان مسجدی، کانون و پایگاه بسیج مسجد، هیئت امنا و امام جماعت هر کدام چه کارهای می‌توانند در راستای انجام فریضه امربه معروف و نهی از منکر، انجام بدهند؟

متن و محتوا

هر یک از گروه‌ها و تشکل‌هایی که در مساجد وجود دارند، می‌توانند به نوعی خاص در جهت اقامه و ترویج «امر به معروف و نهی از منکر» نقش‌آفرینی کنند. که در ادامه وظایف برخی از گروه‌ها و تشکل‌ها تبیین می‌شود:

1. نقش جوانان مسجدی

جوانان مسجدی می‌توانند با ایجاد بسترهای اجتماعی مناسب برای الگوپذیری نسل جوان، نقش مهمی را در اقامه امر به معروف و نهی از منکر داشته باشند. به اعتراف روان‌شناسان تربیتی، ویژگی نقش‌پذیری جوان از جمله امتیازاتی است که می‌تواند به سرعت او را تحت تأثیر قرار دهد.

در روایات اسلامی شواهد بسیاری بر پذیرش حقایق از سوی جوانان و اشتیاق و آمادگی آنان برای قبول ارزش‌های الهی وجود دارد که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود: امام علی (ع) می‌فرمایند: «وَ إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْأَرْضِ الْخَالِیَةِ مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْ‏ءٍ قَبِلَتْه[3]‏؛ و همانا قلب جوان مانند زمین بِکر است، هر بذری که در آن بکاری، قبولش می‌کند.»

امام صادق (ع) فرمودند: «عَلَیْکَ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَى کُلِّ خَیْر[4]؛ بر تو باد که به سوی جوان‌ها بروی زیرا آنان حقایق را زود می‌پذیرند.»

جوانان مسجدی می‌توانند با بیان سیره شهدا، در راه امر به معروف و نهی از منکر قدم برداشته و با معرفی الگوهای امربه معروف، نقش ویژه‌ای را ایفا کنند.

یکی از همرزمان شهید علی ماهانی درباره روش این بزرگوار در تذکر دادن به اطرافیان برای اجرای احکام الهی می‏گوید: «فضای منطقه طوری بود که بعضی افراد کمتر به نماز جماعت صبح و جلسات قرائت قرآن اهمیت می‏دادند و به صورت منظم و دایمی و با انگیزه در این‏گونه مراسم‏ها شرکت نمی‏کردند. این شهید بزرگوار هیچ وقت به کسی مستقیم نگفت: بیایید نماز جماعت یا کلاس قرآن. ایشان وقت نماز که می‏شد، خودش وضو می‏گرفت و به طرف مسجد می‏رفت و بعد از نماز هم شروع به قرائت قرآن می‏کرد. به گونه‏ای شده بود که بچه‏ها به محض اینکه می‏دیدند، علی آقا وضو می‏گیرد، می‏فهمیدند وقت نماز است و آن‌ها نیز بدون تذکر دادن وضو می‏گرفتند و به طرف مسجد می‏رفتند. این حرکت شهید به اندازه‏ای در نیروها تأثیر کرده بود که همه قبل از اذان در مسجد می‏نشستند.»[5]

یکی از همرزمان شهید دلاور عباس بابایی نقل می‏کند: «هیچ‏گاه کسی به این زیبایی مرا امربه‏معروف نکرده بود و اگر کسی به غیر از این روش به من گفته بود، اثری روی من نداشت. آن موقع، شهید بابایی، فرمانده پایگاه هوایی اصفهان بود. در دوران حکومت شاه، یک روز بعد از ظهر در حالی ‏که مست و لایعقل به طرف خانه می‏رفتم، ناگهان بابایی و محافظش را مقابل خودم دیدم. پیش خودم گفتم کارم تمام است. وقتی به من رسید، نگاه مهربانانه و معناداری به من کرد، ولی حرفی نزد. فردای آن روز، رفتم پیش او تا عذرخواهی کنم، اما شهید کلام مرا قطع کرد و گفت: برادر عزیز، چیزی نگو! راجع به کاری که کرده‏ای، حرفی نزن ... اگر حقیقتا از کرده خود پشیمان هستی، با خداوند عهد کن، عملت را اصلاح کنی. خدا می‏داند از پیش او که آمدم، احساس می‏کردم از نو متولد شدم.»[6]

بنابریان جوانان مسجدی می‌توانند با برگزاری نشست‌های علمی درباره اهمیت و ضرورت امر به معروف و نهی از منکر و چیستی و چرایی و چگونگی آن و مرور سیره آمرین و ناهین موفق، نقش موثری در اقامه این مهم ایفا کنند.

2. نقش بانوان مسجدی

قرآن کریم درباره مسؤلیت زنان در امر به معروف و نهی از منکر در کنار مردان می‌فرماید: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَر[7]؛ مردان و زنان مؤمن بعضی از ایشان اولیاء بعض دیگرند، امر به معروف می‌کنند و از منکر نهی می‌کنند.»

خداوند در این آیه، به زنان و مردان با ایمان ولایت می‌دهد در امور دیگران و شئون اجتماعی دخالت کنند. هریک دیگری را به معروف واداشته و از منکر و پلیدی‌ها باز بدارد. بر این اساس، افزون بر مردان، زنان مسلمان و وظیفه آشنا نیز، تلاش داشتند سهم خود را در دعوت مردم به دین و سفارش دیگران به انجام وظایف دینی و پرهیز دادن دیگران از گناه، ادا کنند.

فاطمه زهرا (س) در خطبه معروفِ خود در مسجد پیامبر (ص) که رساترین فریاد امر به معروف و نهی از منکر، در جامعه اسلامی پس از پیامبر (ص) بود، دعوت‌گری و حساسیت عمومی مردم در صیانت از ارزش‌ها را، سبب صلاح و قوام امت اسلام شمرد؛ «وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَامَّة[8]؛ خداوند امر به معروف را موجب صلاح عامه مردم قرار داد.»

پس از پیامبر (ص) بانوان، در حوزه آگاهی و توان خود، مردم، به ویژه نوجوانان و زنان تازه مسلمان و کنیزکان را به وظایف دینی توجه می‌دادند و با اندرز و موعظت، آنان را از بدی‌ها و گناه باز می‌داشتند.

در منابع اسلامی نقل شده که روزی زن مومنه‌ای در مسیر مسجد با خلیفه روبرو شده و اینچنین وی را امر به معروف و نهی از منکر می‌کند: «فَاتَّقِ اللَّهَ یَا ابْنَ الْخَطَّابِ وَ انْظُرْ فِی أُمُورِکَ وَ أُمُورِ النَّاسِ فَإِنَّهُ مَنْ خَافَ الْوَعِیدَ قَرُبَ عَلَیْهِ الْبَعِیدُ وَ مَنْ خَافَ الْمَوْتَ خَشِیَ الْفَوْت‏؛ از خداوند در حق رعیت پروا نگهدار. و بدان! کسی که از وعید و هشدارهای خداوند بترسد، دور برایش نزدیک می‌شود. و کسی که از مرگ بترسد هراس از دست دادن فرصت‌ها را دارد.»

در این لحظه یکی از همراهان خلیفه گفت: ای زن! با امیرمؤمنان بسیار سخن گفتی! (دیگر بس است.)

خلیفه گفت: او را واگذارید آیا او را نمی‌شناسید؟ این زن خوله دختر حکیم همسر عباده بن صامت است که خداوند صدای او را از ورای هفت آسمان شنید و من سزاوارتر هستم که به سخن او گوش فرا دهم.»[9]

حضرت زینب کبری (س) یکی از مصادیق بزرگ اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر در تاریخ اسلام است. این بانوی بزرگوار در روزگار سخت توانست به شایسته‌ترین نحو ممکن با نبود امکانات فریضه امر به معروف و نهی از منکر را به جا آورد. ایشان با افشاگری‌های و نهی از منکرهای که در بعد از جریان عاشورا و در کاخ یزید داشت کاخ یزید را ویران کرد.

زنان مسجدی ما نیز می‌توانند با تشکیل گروه‌های اجتماعی در فضاهای اطراف مسجد و حتی شبکه‌های اجتماعی این سنت فراموش شده را احیاء کنند.

3. نقش کانون و پایگاه بسیج

پایگاه بسیج و کانون فرهنگی مسجد با تشویق جوانان به این مهم می‌توانند نقش موثری را در جهت ترویج و اقامه امر به معروف و نهی از منکر ایفا کنند.

شهید بزرگوار مرحوم آیة الله سعیدی در پایگاه بسیج موسی بن جعفر (علیها السلام) جوانان و نوجوانان را برای امر به معروف و نهی از منکر بسیج می‌کرد. برنامه او در این امر الهی به این صورت بود که هر نوجوان و جوان در طول روز و یا هفته، مواردی را که به امر به معروف و نهی از منکر می‌پرداخت، بر صفحه کاغذ نوشته و به نزد مرحوم سعیدی می‌برد تا ضمن رهنمودهای لازم، گزارش کار خود را نیز تقدیم او نماید آن بزرگوار در بسیاری از موارد، ضمن تقدیر از این نوجوانان و جوانان به آنان جایزه می‌داد و تکریم می‌نمود.»[10]

همچنین بیان خاطرات شهدای امر به معروف در حلقه‌های طرح صالحین و نصب تصاویر آنان در پایگاه و کانون مسجد بسیار تاثیرگذار است. یکی از این شهدا «شهید کمال ولی‌زاده خواجه بلاغ» است که با تشکیل کمیته انقلاب اسلامی به عضویت این نهاد مقدس درآمد و در سال ۱۳۵۹ کار مستمر خود را در پایگاه مقاومت بسیج با مسئولیت جانشین فرماندهی پایگاه و مسئول تدارکات شروع کرد، از جمله اقدامات او برگزاری اردوهای تفریحی و نظامی بود، ولی‌زاده خواجه بلاغ سرانجام در روز یکشنبه مورخه ۲۹/۲/۱۳۷۰ در سن ۴۸ سالگی در هنگام اجرای سنت امر به معروف و نهی از منکر در خیابان باب همایون بر اثر ضربات چاقو به دیدار پروردگار شتافت. پیکر مطهر او را در قطعه ۷۲ بهشت‌زهرا به خاک سپردند.

ماجرای شهادت او از این قرار بود که کمال صبح روز یکشنبه از پایگاه مقاومت بسیج مالک‌اشتر (ناحیه شرق تهران) خارج شد، ناگهان در اطراف خیابان باب همایون متوجه گشت، مـأمورین شهرداری با گروهی از اراذل و اوباش در حال زد و خورد هستند، مأموران شهرداری به آن‌ها تذکر دادند، که در محل عبور و مرور مردم سد معبر نکنند، اما آن‌ها با فحاشی نسبت به حضرت امام (ره)‌ و مسئولین نظام، مردم را در اطراف خود جمع کردند، ولی‌زاده با مشاهده این صحنه آنان را از این کار منع کرد، ناگهان یکی از آن‌ها با چاقو صورت او را مجروح ساخت. این جوان رشید با زحمت بسیار در حالیکه پیکرش غرق در خون بود، مردانه ایستاد و با تلاش فراوان آن‌ها را به مسجد آن منطقه تحویل داد،‌ زمانی که بسیجیان او را به بیمارستان منتقل کردند، قدرت نفس کشیدن نداشت،‌ و به علت خونریزی شدید در بیمارستان سینا به شهادت رسید، او جان خویش را به انقلاب هدیه نمود،‌ تا به مسلمانان ایران یادآوری کند،‌ ارزش‌های دفاع مقدس و انقلاب اسلامی به اندازه قطرات خون هر ایرانی ارزشمند است.»[11]

یکی از همراهان شهید حاج محمد گرامی درباره شیوه برخورد این بزرگوار با مفاسد اجتماعی می‏گوید: «حاجی برای کم کردن بدحجابی و مبارزه با تهاجم فرهنگی، کانون تبلیغ و نشر حجاب راه اندازی کرده بود. افراد کانون از قشر خاصی نبودند، [بلکه] هر کس دل‏سوز و مخلص انقلاب بود، می‏توانست عضو کانون شود.

در جلسه کانون، شهید گرامی گفت: نباید بگذاریم ارزش‏ها را مسخره کنند و با قاطعیت باید برخورد کنیم. اکثر افرادی که در جلسه بودند، نظرشان روی برخورد فیزیکی بود، ولی حاجی می‏گفت: باید با برنامه‏های معنوی و فرهنگی و برخورد مناسب، حجاب را جا بیندازیم. همین کار را هم کردند. کسانی که شرایط این کار را داشتند، به صورت گروهی می‏رفتند و افراد را ارشاد می‏کردند. عده‏ای هم پلاکاردهایی در زمینه حجاب در سطح شهر نصب می‏کردند.

شهید به همه افراد گفته بود با وضو این کارها را انجام دهند. بعد از مدتی، دادستان نیز اعلام رضایت کرده بود.»[12]

4.  نقش امام جماعت

یکی از نقش‌های مهم ائمه جماعات تبیین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است. مقام معظم رهبری (حفظه الله) در تبیین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر می‌فرمایند: «در مسأله امر به معروف و نهی از منکر، فقط نهی از منکر نیست؛ امر به معروف و کارهای نیک هم هست. برای جوان، درس خواندن، عبادت کردن، اخلاق نیک، همکاری اجتماعی، ورزش صحیح و معقول و رعایت آداب و عادات پسندیده در زندگی، همه جزو اعمال خوب است. برای یک مرد، برای یک زن و برای یک خانواده، وظایف خوب و کارهای بزرگی وجود دارد. هرکسی را که شما به یکی از این کارهای خوب امر بکنید به او بگویید و از او بخواهید امر به معروف است. نهی از منکر هم فقط نهی از گناهان شخصی نیست. تا می‏گوییم نهی از منکر، فوراً در ذهن مجسّم می‏شود که اگر یک نفر در خیابان رفتار و لباسش خوب نبود، یکی باید بیاید و او را نهی از منکر کند. فقط این نیست؛ این جزء دهم است.»[13]

همچنین ایشان در ادامه برخی از مصادیق امر به معروف در خانواده را چنین تبیین می‌نمایند: «در محیط خانواده هم می‏شود نهی از منکر کرد. در بعضی از خانواده‏ها حقوق زنان رعایت نمی‏شود؛ در بعضی از خانواده‏ها حقوق جوانان رعایت نمی‏شود؛ در بعضی از خانواده‏ها، بخصوص حقوق کودکان رعایت نمی‏شود. این‏ها را باید به آن‏ها تذکّر داد و از آن‏ها خواست. حقوق کودکان را تضییع کردن، فقط به این هم نیست که انسان به آن‏ها محبّت نکند؛ نه. سوء تربیت ها، بی‏اهتمامی‏ها، نرسیدن ها، کمبود عواطف و از این قبیل چیزها هم ظلم به آن‏هاست.»[14]

همچنین برخی مصادیق امر به معروف در اجتماع را چنین تبیین می‌نمایند «منکراتی که در سطح جامعه وجود دارد و می‏شود از آن‏ها نهی کرد و باید نهی کرد، از جمله این‏هاست: اتلاف منابع عمومی، اتلاف منابع حیاتی، اتلاف برق، اتلاف وسایل سوخت، اتلاف مواد غذایی، اسراف در آب و اسراف در نان. ما این همه ضایعات نان داریم؛ اصلًا این یک منکر است؛ یک منکر دینی است؛ یک منکر اقتصادی و اجتماعی است؛ نهی از این منکر هم لازم است؛ هرکسی به هر طریقی که می‏تواند؛ یک مسئول یک طور می‏تواند، یک مشتری نانوایی یک طور می‏تواند، یک کارگر نانوایی طور دیگر می‏تواند. طبق بعضی از آمارهایی که به ما دادند، مقدار ضایعات نان ما برابر است با مقدار گندمی که از خارج وارد کشور می‏کنیم! آیا این جای تأسّف نیست؟! همه‏ این‏ها منکرات است و نهی از آن‏ها لازم است.»[15]



[1]. روش ضرورت مطلب.

[2]. بحارالأنوار، ج 97، ص 81.

[3] . تحف العقول، ص 70.

[4] . کافی، ج‏8، ص93.

[5] . روز تیغ، اصغر فکورى، ص 111.

[6]. افلاکیان زمین 9، ص 12.

[7]. توبه/71.

[8]. السقیفة و فدک، ص 139.

[9] . الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، ج‏2، ص 468.

[10]. پیکار با منکر در سیره ابرار، چ 2، 1376، صص 186 و 185.

[11]. http://wagbfaramushshodh.blogfa.com

[12]. روز تیغ، ص 27.

[13]. فرازی از بیانات مقام معظم رهبری (حفظه الله) در خطبه‌های نماز جمعه تهران: 25/9//79. ‌

[14]. همان.

[15]. همان.