مقالات

فیش منبر / چرا زلزه رخ میدهد؟

 

پس از زلزله ویرانگر بم ، مهم ترین سوال عموم مردم ، این بود که چرا این اتفاق بزرگ رخداد؟ چه عوامل یا حکمتى مى تواند در چنین حادثه دهشتناکى موجود باشد؟! وآیا...؟

در جواب باید گفت که در آیات قرآن و روایات و ادعیه و همچنین در سیره انبیاء و ائمه (علیه السلام) که بالاترین نوع بلا را چشیده و صبر نموده و تربیت شده اند، بهترین جواب ها و بالاترین تحلیل ها عرضه شده است.

در فرهنگ اسلامى ،گناه باعث بلاست و بلا، تذکر و هشدار خداى رحمان است که عده اى با مشاهده بازتاب طبیعى اعمال زشت خود در عالم ، توبه کنند و بازگردند و خود را از ادامه مسیر هلاکت بار و نابود کننده گناه ، و از شقاوت ابدى برهانند. لذا بلایا، هشدارى از روى رحمت خداست و دعوتى عملى براى جامعه گناه آلوده است که دامنى بتکانند. بلازدگى عمومى ،جراحى تلخ جامعه آلوده و معلول گناه زدگى عمومى است.

بلاى خدا، تذکرى عمیق براى آن هایى است که گوش شنیدن نداشته اند، تا شاید با چشیدن بیدار گردند. بلا در معارف اهل بیت ، هدیه و نردبان ترقى براى مومن ، و کفاره و عامل پاک سازى براى گنهکاران ،کیفرى هشدار دهنده براى دیگران است.

قرآن براى موضع گیرى در برابر بلایا،دیدگاه خاص و راهى روشن و پر فایده ارایه مى دهد. این که در ارزیابى هایمان ، بلارا عامل گناه معرفى نماییم ، انتقاد خشم آلود قرآن را در بر دارد، زیرا قرآن ،انسان ها را به سوى بازگشت ، توبه و پندپذیرى در مقابل بلا دعوت مى کند. قرآن ، بلارا در سایه گناه مى داند و عامل هر گرفتارى را، گناه فرد گرفتار یا اطرافیان او مىداند و بس ! و توصیه مى نماید که با مشاهده بلا، تنها یقه گناه و گنهکاران را بگیرید.

در فرهنگ دینى ، مسبب حوادث طبیعى ، گنهکاران جامعه و همراهان و زمینه سازان آنها و راضیان به کار آن ها هستند. در فرهنگ قرآنى ؛ نظریه پردازان گناه ،قانون گذاران حمایت از گناه و ترویج دهندگان گناه و فساد، عامل تمامى بلایاى اقتصادى ، و فرهنگى و طبیعى معرفى مى گردند.

زلزله؛ همچون سیل ، گردباد،آتشفشان ، خشکسالى ، صاعقه ، بیمارى و...، یکى از حوادث طبیعى و قدیمى دنیاست. زلزله، همیشه بوده و خواهد بود؛ براى همه ؛ چه خوب و چه بد، چون یک قانون عمومى حاکم بر هستى است که حتى بعد از تمام شدن دنیا و در قیامت نیز از بزرگ ترین نشانه هاى قیامت است:

یا ایها الناس اتقوا ربکم ان زلزلة الساعةلشى ء عظیم (حج ، ۱)

پس نباید از وقوع یک قانون عمومى تعبیه شده در دل هستى تعجب نمود.

مقدمه

هر ازچندى شاهد وقوع زلزله اى تلخ در اقصا نقاط کشور و جهان هستیم . موقع بروز چنین حوادثى ، هر کسى به نوعى تحت تاثیر قرار مى گیرد و به دنبال انجام وظیفه اى مى رودکه احساس مى کند بر او لازم است . عده اى در پى کمک رسانى به آسیب دیدگان مى روند،که البته کارى ضرورى و موقعیتى بزرگ در امتحان الهى است که فردى به کمک مسلمانى دیگر برود.

برخى نیز در پى یافتن علل مادى زلزله و علل خرابى هاى ناشى از آن مى گردند و به فکر محکم کردن بناها افتاده و به بررسى نحوه ساختمان سازى مى پردازند.

بدیهى است براى کسانى که به عالم غیب و خدا، و نیز به عمل و بازتاب آن معتقدند و مى دانند که خداوند، خشم و رضا داشته و قدرت ابراز آن را به هر نحوى داردو ملاک خشم و رضاى او، فقط عمل بندگان است ؛ مسلما تنها بررسى عوامل طبیعى و مادى زلزله ، براى این معتقدان قانع کننده نیست ، بلکه منتظرند با علل حقیقى و فوق مادى زلزله نیز آشنا شوند تا آنها را رفع کنند.

نیازى به استدلال نیست که زلزله عوامل معنوى دارد و علت حقیقى و اساسى تمامى گرفتاریها و حوادث تلخ براى بشر، گناه اوست ؛این در مکتب قرآن ، اصلى استوار است و همه مسلمین کمابیش با این اصل آشناهستند.

براى اثبات این مطلب که زلزله و تمام بلایاى تلخ ، ریشه در کردارهاى تلخ و آلوده آدمى دارد، بر آستان قرآن و حدیث ، زانوى ادب مى ساییم و چراغ هدایت را ازاین درگاه فیض اقتباس مى نماییم.

فصل اول : گناه ؛ علت تمام گرفتارى ها

قرآن کریم باعبارات گوناگون علت عذاب ، بلا و ناراحتى ها را گناه خود انسان معرفى کرده است .

به نمونه اى از این آیات توجه مى کنیم:

فکیف اذا اصابتهم مصیبه بما قدمت ایدیهم(۱)

«چگونه است زمانىکه مصیبت و گرفتارى آنها را دریابد؛ براى آنچه دستان خودشان پیش فرستاده است ؟»

همه قربانیان زلزله گنهکارنیستند

قاعده عمومى وقانون طبیعى ، که خداوند بر آفرینش جارى ساخته است و از سنن حتمى الهى مى باشد، ایناست که موقع نزول عذاب عمومى ، در قبال گناهان عمومى در یک جامعه ، بى گناهان نیزگرفتار بلا مى شوند؛ حتى اگر برخى از آنان اهل نجات باشند؛ تنها مبارزان جدى با وضع موجود نجات مى یابند.

پس مى توان افراد جامعه را به چهار دسته تقسیم کرد:

۱-                  گنهکاران که عامل اصلى نزول بلا هستند؛
۲-                  بى گناهان که از گناه راضى هستند وناراحت نمى شوند؛
۳-                  بى گناهانى که راضى به گناه دیگران نیستند، ولى با گناه نیز مبارزه نمى کنند و به اصطلاح ، موضع بى طرفانه مى گیرند؛
(این سه گروه ، همگى دچار بلا مى گردند؛ اگر چه دو گروهشان که اکثریت را تشکیل مى دهند، بى گناه هستند.)
۴-                   بى گناهانى که در مقابل گناه موضع منفى مى گیرند و با گناه به مبارزه بر مى خیزند؛ هم خود را از گناه نگه مى دارند (تقوا) و هم دیگران را به ترک گناه امر مى نمایند (نهى از منکر) و اینان مومنان واقعى و نجات یافتگان حتمى از بلاهستند.

البته باید گفت عده اى از گنهکاران دسته اول ، خود مستقیما مرتکب گناه نمى شوند، ولى زمینه سازان اصلى براى گناه دیگران ، و حامیان گناه و گنهکاران مى باشند؛ یعنى نظریه پردازان و مدافعان قانونى و نظرى گناه هستند. این ها بدتر از انجام دهندگان گناه بوده و به اصطلاح قرآن((ملاء و مستکبران))قوم مى باشند که رهبرى جامعه به سوى گناه را به عهده مىگیرند و ائمه کفر نامیده مى شوند. لذا همه حامیان و زمینه سازان و کمک کنندگان بهگناه ، به هر نوعى که کمک کنند، جزو گروه گنهکار و عوامل اصلى بلا مى باشند، و عامل بلاى دیگران نیز قاتلان همه قربانیان بلایا نیز این ها هستند.


فصل دوم : علل زلزله

آخرین حدیث را از امام على (علیه السلام ) نقل مى کنیم که فرمودند:

«اگر مردم امر به معروف و نهى از منکر را ترک کنند، عذاب سخت پروردگار آنان را فرا گیرد، و خداوند نیکان را در محیط بدان هلاک سازد(۲۶)

پس کناره گیرى از محیط غیر قابل اصلاح بدان ،از راه هاى نجات از بلا مى باشد که در این حدیث به آن اشاره شده است.

نتیجه این قسمت این است که بلا، موقع نزول ، عمومى است و گنهکاران و راضیان به کار آنان قطعا گرفتار خواهند شد. عده اى از خوبان نیز در بلا نابود مى شوند؛ جز اهل نهى از منکر، و مسئولیت همه این ها بر عهده گنهکاران است.

داستان اهانت به قرآن و زلزله ترکیه

داستان هاى عبرت آموز و پر رمز و رازى از زلزله در کتاب هاى داستانى و تاریخى نوشته شده است . درهمین سال هاى اخیر، زلزله مخرب و بزرگ ترکیه را مشاهده کردیم که پس لرزه هاى زیادى نیز داشت و مدت ها مردم این کشور را وحشت زده ساخت و دولت نیز وضعیت اضطرارى اعلام کرد.

«در همان مواقع ، برخى روزنامه ها داستانى عجیب رانوشتند که معلوم مى کرد علت زلزله ، توهین به قرآن و پاره کردن ورق هاى قرآن توسط یک درجه دار نظامى ترک در حال مستى بوده است که در جشن بزرگ لب دریا صورت گرفت که همراه با عده اى از نظامیان اسرائیلى برگزار شده بود. او ورق هاى قرآن را پاره مىکند و مى گوید اگر این کتاب از طرف خداست ، پس جواب دهد! نظامى مسلمان همراه او، بامشاهده این کار مى ترسد و از او به سرعت فاصله مى گیرد و بعد مشاهده مى کند آتش ازدریا برخاست و ساحل را همراه با زلزله مهیبى واژگون کرد و همه آنها را هلاک کرد وبعد در سرتاسر ترکیه آن زلزله مخرب اتفاق افتاد و با وجود تجسس فراوان ، از هیچکدام از اهل مجلس فوق ، کوچک ترین اثرى پیدا نشد، به غیر آن نظامى مسلمان که از آنها فاصله گرفت و شاهد و ناقل ماجرا بود.»

تفصیل این ماجرارا در کتاب«پندهاى جاویدان»مطالعه فرمایید.

علت دیگر زلزله در قرآن ، ظلم معرفى شده است . ظلم در قرآن معنایى گسترده و عمیق دارد که نهایت به کفر منتهى مى گردد و ظالمان ، همان کافران مى شوند.

قرآن مى فرماید:

فانزلنا على الذین ظلموا رجزامن السماء(۵۸)

«بر ظالمان رجزى از آسمان نازل کردیم.»

فسق و فساد و فحشا و منکر، از جمله عوامل مهم و اصلى زلزله وگرفتاریهاى فراوان دنیا و عذاب هاى بسیار زیاد آخرت در معارف اسلامى معرفى شده است.
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) مى فرمایند:

اذ اظهرتالفاحشه کانت الرجفه(۶۵)

«وقتى که فاحشه زیاد شود، زلزله نیز زیاد مى شود.»

یکى دیگر از عوامل مهم زلزله ، در روایات «ریا»معرفى شده است . ریا یعنى کارى را که قصد انجام دهنده و نیت او، نشان دادن عمل به دیگران و کسب توجه و رضاى مردم است ودر واقع ، براى خدا کارى را انجام نمى دهد.

در حدیثى پیامبر (صلى الله علیه وآله ) چنین مى فرمایند:

«هر گاه در امت من ده صفت پدیدآید، به ده کیفر دچار شوند، وقتى تظاهر و ریا زیاد شود زلزله فراوان گردد...(۹۸)»

الا به ذکر الله تطمئن القلوب

«با یاد خدا دلها آرامش مى یابد.»

عوامل اقتصادى زلزله۱- نپرداختن حقوق واجب۲-کم فروشى و گران فروشى

ربا؛ بدتر از زنا

در احادیث ، ربا نیز از عوامل بروززلزله در جامعه بیان گردیده است پس ‍ معلوم مى شود که اگر چنین گناهى در جامعه فراگیر باشد، آثار و عواقب آن نیز فراگیر خواهد بود.
پیامبر (صلى الله علیه وآله ) مى فرمایند:

اذا ظهر الزنا و الربا فى قریه فقداءحلوا بانفسهم عذاب الله(۱۱۶)

«وقتى در جامعه اى زنا و ربا ظاهر مى شود، افراد آن جامعه عذاب خدا را بر جان خریده اند.»

در حدیث دیگر، ربا را بدتر از زنا معرفى مى نمایند که مسلماآثار ربا نیز شدیدتر از زناى زلزله زا خواهد بود.

پیامبر (صلى الله علیه و آله) فرمودند:

الربا ثلاثه و سبعون باب اءیسرها مثل ان ینکحالرجل امه و ان اربى الربا عرض الرجل المسلم

«رباهفتاد و سه قسم است که آسانتر از همه ، مثل این است که کسى با مادرش زنا کند وبدترین نوع ربا، تجاوز به آبرو و عرض مسلمان دیگر است(۱۱۷).»

علل دیگر زلزله

در پایان بررسى علل زلزله ، شمارى از گناهان را بیان مى کنیم که در احادیث ، زلزله یکى از نتایج آنها معرفى شده است.

پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله ) فرمودند: ((زمانى که امت من پانزده خصلت را انجام داد، عذاب بر آنها حلال خواهد گشت.

گفته شد آنهاچیست ؟

حضرت فرمودند:
۱-                  غنیمت جنگى ، ثروت اشخاص گردد؛
۲-                  امانت ، غنیمت شمرده شود و جزو مال امانت دار گردد؛
۳-                   زکات (صدقه ) ضرر شمرده شود؛
۴                    و ۵-  مرد، حرف زنش را گوش داده و با مادرش مخالف نموده ، عاق گردد؛
۶                    و ۷ - مرد، به دوستش نیکى کرده ، بر پدر خویش جفا نماید؛
۸-                  نماینده و عهده دار امور مردم ،پست ترین آنها باشد که مردم از ترس ، او را احترام نمایند؛
۹-                  در مساجد، صدا وآوازها بلند گردد؛
۱۰-               لباس ابریشمى بپوشند؛
۱۱-               براى خود، کنیزان (یا وسایل) آوازه خوان بگیرند؛
۱۲-               دایره و آلات موسیقى بزنند؛
۱۳-               آخر این امت ، اولش را لعن کند؛
۱۴-               زنا در بین مردم آشکار شود؛
۱۵-               شرابخورى پیدا شود

 

فصل سوم : ولایت ائمه  و زلزله

بر اساس معارف صحیح اسلامى ، ولایت آل محمد (علیهم السلام ) و وجود نورانى آنان:
۱-                   واسطه خلقت عالم است ؛
۲-                   مایه آرامش دائمى زمین و مکان است ؛
۳-                   زلزله و اضطراب و حرکت زمین با امر آنان صورت گرفته و با امر آنان آرام مى گیرد؛
۴-                   هر گونه توهین به شخص یا جایگاه آنان باعث ناآرامى عالم تکوین و موجب غضب الهى و انتقام و بلا و گرفتارى هشدار آمیز یاعقاب گونه مى گردد.

اهانت به فاطمه (علیهاالسلام ) وزلزله

در جریان هجوم به خانه فاطمه زهرا (علیه السلام ) و اتفاقاتى که افتاد، حساس ترین لحظه ، آن زمان بودکه بعد از بردن حضرت على (علیه السلام ) به مسجد، قصد کشتن آن امام را داشتند. حضرت زهرا (علیه السلام ) براى نجات جان امام معصوم (علیه السلام )، به قصد نفرین ظالمان و غاصبان به سوى قبر منور پدرش روانه شد.

بهتر است قسمتى از این جریان را از کتب تاریخى نقل کنیم . در تفسیر عیاشى چنین آمده است: وقتى به درب خانه حضرت على (علیه السلام ) رسیدند، فاطمه آنها را دید و در را به روى آنان بست و گمان نمى کرد که آنان بدون اجازه و با این همه گستاخى وارد خانه اهل بیت رسالت گردند (که حتى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) براى دخول همیشه بعد از سلام ،اجازه مى گرفت ). عمر رسید و با پاى خود بر در زد و در را شکست که در از شاخه هاى درخت خرما بود و بر على (علیه السلام ) وارد شد و حضرت را بیرون کشیدند (مى دانستندحضرت مامور به سکوت است). از لباسش گرفته و مى کشیدند.

در آن هنگام فاطمه (علیهالسلام ) خارج گشته ، فرمودند: اى ابابکر و عمر! مى خواهید مرا از شوهرم بیوه کنید...به خدا قسم اگر شر خود را از او باز نگیرید، موهایم را پریشان خواهم کرد وگریبان چاک نموده بر نزد قبر پدرم رسول الله رفته ، به خدا ناله مى زنم (نفرینتان مى کنم . پیامبر فرموده بود که اگر چنین کنى حتما دعایت مستجاب خواهد شد.) آنگاه فاطمه در حالى که دست حسن (علیه السلام ) و حسین (ع ) را گرفته بود، (از مسجد) به سوى قبر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) خارج شد.

على (علیه السلام ) فرمودند: اى سلمان ! دختر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را دریاب ! مى بینم که دو طرف مدینه دارد واژگون مى گردد. به خدا قسم اگر نفرین کند، به مدینه فرصت داده نمى شود ومدینه و هر کس را که در آن است ، به زمین فرو مى برد!

سلمان خودش را به ایشانرساند و گفت : اى دختر محمد (صلى الله علیه و آله ) خداوند تبارک و تعالى پدرت رارحمت مبعوث کرده است ، پس برگرد. فاطمه (علیه السلام ) فرمود: در مورد على نمىتوانم صبر کنم . مرا رها کن تا بر سر قبر پدرم رفته و موى پریشان کرده و گریبان چاکبه پروردگارم ناله زنم.

سلمان گفت : مى ترسم مدینه فرو رود و على (علیه السلام) مرا فرستاده و به تو امر مى کند که به خانه ات باز گردى و از این کار منصرف شوى! حضرت زهرا (علیه السلام ) فرمودند: پس در این صورت بر مى گردم و صبر مى کنم و حرف او را شنیده و اطاعت مى کنم(۱۳۱)))

امام باقر (علیهالسلام ) فرمود: «به خدا قسم اگر فاطمه موى پریشان مى کرد، همگى در جا هلاک مى شدند(۱۳۲ )»

علل علمى زلزله

از نظر علمى ، زلزله را در علوم تجربى چنین تعریف مى نمایند: زلزله به عنوان یک پدیده طبیعى، عبارت از لرزش هایى است که در اثر شکستن و حرکت تند و سریع قطعات شکسته شده درسنگ هاى پوسته زمین (که زیر خاک است ) رخ مى دهد.

در این حادثه اگر مقدار انرژى آزاد شده زیاد باشد، محل وقوع شکستگى ها ویران مى شود و محیط اطراف آن به طور وحشتناکى مى لرزد. لرزش هاى حاصل از گسیختگى هاى ناگهانى در داخل وسطح زمین ، به صورت امواجى با سرعت هاى متفاوت منتشر مى شوند و نقاط دور دست را طولانى تر از نقاط نزدیک به محل حادثه مى لرزانند.

بنابراین ، شدت و ضعف زلزلهبه دورى و نزدیکى نقاط نسبت به محل وقوع آن بستگى دارد. حداکثر شدت هر زلزله به محل کانون زلزله (نقطه شروع گسستگى ) و حداقل آن ، به نقاطى که این ارتعاشات در آن فقط به وسیله لرزه نگارها قابل ثبت هستند و کسى در آن نقاط زلزله را حس نمى کند مربوط است.

تعداد زلزله هایى که در سال رخ مى دهند، بسیار زیاد است ، اما از این میان، شاید فقط چند نمونه آن ها، اثرات تخریبى وسیع داشته باشند. زلزله ها اگر در نواحى مسکونى زمین رخ دهند، عموما با خرابى ساختمانها، آتش ‍ سوزى ، شکافت برداشتن زمین ،ایجاد لغزش و جا به جایى در بعضى از قسمت هاى پوسته و در نتیجه ، پیدایش اختلاف سطحو غیره همراهند.

امروزه علت اصلى بروز زلزله را نیروهایى مى دانند که از بیرون و درون زمین منشا مى گیرند و پس از تجمع ، باعث شکسته شدن ناگهانى لایه هاى سنگى بالاى خود مى شوند و در این لحظه ، انرژى ، آزاد مى شود و زلزله رخ مى دهد. البته این نتیجه گیرى حاصل مشاهداتى بوده که در مورد سنگهاى تشکیل دهنده پوسته زمین درنقاط مختلف انجام شده است.(۴۲)

زلزله ، اگر بین ۵/۵ تا ۶/۱ ریشتر رخ دهد، باعث خرابى جزئى ساختمان ها مى گردد و انرژى آن چنین است: ۲۷*۱۰-۱ به توان ۱۹؛ چنین زلزله هاى در سال حدود ۵۰۰ مورد رخ مى دهد. اگر بین  ۶/۲ تا ۷/۳ باشد، سبب خسارت قابل توجه تا خسارت شدید و ریشتر خم شدن راه آهن مى گردد. انرژى (ارگ ) آن از ۲۳-۵/۰ * ۱۰ به توان ۲۱ تا ۲/۰-۰۴/۱۰*۰ به توان ۲۴ مىباشد.

زلزله هاى ۶/۲ تا ۹/۶ ریشتر در سال حدود ۱۰۰ مورد رخ مى دهد و زلزله هاى۷/۰ تا ۷/۳ ریشتر در سال در حدود ۱۵ مورد به وقوع مى پیوندد.
زلزله هایى که ۷/۴  تا ۹/۷  ریشتر باشد، باعث خرابى زیاد مى گردد و چنین رویدادى در سال حدود ۴ مورد رخ مى دهد و انرژى آن *۶ ۱۰ به توان ۲۴ است . اگر زلزله۸/۰ ریشتر باشد، باعث ویرانى در همه جا مى گردد که در سال (۲/۰-۱/۰) رخ مى دهد و انرژى آن ۱۰ به توان ۲۵ است.
اکنون نگاهى به زلزله هاى مهم وقوع یافته در ایران مى افکنیم که بالاتر از ۷ریشتر یا بسیار مرگبار بوده اند(۴۳

 

علل ملکوتى زلزله

افق نگاه ائمه (علیه السلام) گسترده تر از افق نگرش علمى است . آنان عالم ملکوت و علل معنوى را در کنار علل مادى مى نگرند و با بیان تمثیل ، آن ها را بیان مى کنند؛ آن هم براى مخاطب قرن اول اسلام! به طورى که نه آنان انکار کنند و نه ما دست خالى برگردیم ، لذا مجبورند هم انسان کم فهم و بى اطلاع علمى را قانع کنند و هم اندیشه هاى پویا و پژوهشگر قرن هاى آینده را در کلمه کلمه بیاناتشان مجاب سازند و هدایت کنند.

با این مقدمه ، بدیهى است که خیلى از مطالب ، ممکن است براى ما عجیب و غیر علمى بنماید، ولى با گذشت زمان و پیشرفت علم ، صحت آنها روشن گردد. مثل حرکت خورشید و گسترش آسمان که قرآن گفته بود و علم تازه کشف کرده است . در بیان زلزله ، تشبیهات و تمثیلاتى بیان شده که فهم حقیقت آنها براى ما که فقط در قالب تنگ مادى و علوم تجربى مى اندیشیم ، سخت است ،ولى ما به افق گسترده علم امام ، بیشتر از چشم تنگ علم اعتقاد داریم.

حال این علل یا براساس مکاشفه علل ملکوتى و با نگاه به ملائکه موکل آرامش و اضطراب زمین ،بیان شده و یا به دلیل تصدیق معارف ذهنى قبل از اسلام ، که در ذهن و علم مردم عصرظهور اسلام ، رخنه کرده بود، اظهار شده است ، تا بر اساس علوم خویش ، ائمه را جاهل نخوانند.

یا منظور از زمین و زلزله ، نه فقط در کره کوچک خاکى ما بلکه بر مبناى معناى عمیق زلزله زمین با تاویلات و بطونى که در هر مفهوم دینى منطوى است و با نگاه به حقایقى ژرف و بسیار عمیق ، بیان شده است . آیا همین مسایل که بیان مستقیم یاتمثیلى مطالب است ، کاملا قابل تطبیق با یافته هاى علمى مى باشد؟

مقدمه فوق راعرض کردم تا برخى از اذهان که با ملاک علم تجربى ، همه چیز حتى علوم ائمه و وحى الهى را محک مى زنند، کمى تامل کنند.

در روایات ، علل زلزله چنین بیان شده است:

«ذوالقرنین وقتى به سد (یاجوج و ماءجوج ) رسید، از آن ردشد؛ داخل در ظلمات گشت ، ناگاه ملکى را دید که بر کوهى ایستاده است ؛ طول آن ملک پانصد ذراع (۲۵۰ متر) بود. ذوالقرنین به او گفت : تو کیستى ؟

گفت : من ملکى ازملائکه رحمن و موکل بر این کوه هستم ؛ چرا که هیچ کوهى نیست که خداوند خلق کرده است، مگر این که از آن کوه تا این کوه ، رگه اى است . پس وقتى خداوند اراده کند که شهرى را متزلزل کند، به من وحى مى کند و من (بارگه مربوط) آن را مى لرزانم(۴۴).»

توضیح : شاید این رگه ها را بتواند بر رگه ها و گسل هاى زلزله خیز که مثل طنابى بر نقشه کره زمین نمودار است ، تطبیق کرد، اما همه کوه هایى که خدا خلق کرده است ، در کره هاى خاکى و مادى تنها نیست ، چون حتى در عوالم ملکوتى نیز کوه موجود است . لذا آن کوه مرکزى که ملکى موکل آن است ، بیشتر به مخلوقى ملکوتى و مربوط به عالم اراده و مشیت شبیه است.

علل اعتقادى زلزله

بیان علل زلزله ، افشاى قاتلان زلزله را نیز در بر دارد، چون انجام دهندگان این عوامل ، همان عاملان قتل ها دربلایا مى باشند. عوامل اعتقادى زلزله در قرآن چنین است:

۱-کفر
 قرآن کریم در آیات متعددى کفر را علت نزول عذاب هاى گوناگون از جمله زلزله دانسته است:
والذین کفروا بایات ربهم لهم عذاب من رجز الیم(۴۶)
«آن هایى که بهآیات پروردگارشان کافر شدند، برایشان عذابى از نوع زلزله (رجز) دردناک خواهد بود.»

۲-   تکذیب
از جمله کارهاى بزرگ و مهم همه اقوام هلاک شده ، به طور عموم ، دروغ پندارى یا تکذیب پیامبران و پیام آن ها بودهاست . تکذیب خدا و پیامبر یا کلام او معادى که او معرفى مى کند، عمدتا با دو روش صورت مى گیرد:

الف - انکار رسمى و علنى و زبانى ؛ که گاه در حد ستیز و کشتن پیامبران و ائمه نیز صورت گرفته است ؛
ب - انکار علمى و ضمنى ؛ که با انجام گناهو ترک عمل به گفته ، پیامبر، در حقیقت از کلام او بیرون رفته و به تکذیب و در نتیجهانکار و عذاب منتهى شده اند.

۳-  ظلم
علت دیگر زلزله در قرآن ، ظلم معرفى شده است . ظلم در قرآن معنایى گسترده و عمیق دارد که نهایت به کفر منتهى مىگردد و ظالمان ، همان کافران مى شوند.

 قرآن مى فرماید:

فانزلنا على الذین ظلموا رجزا من السماء(۵۸)
«بر ظالمان رجزى از آسمان نازل کردیم.»

آثار روابط نامشروع در دنیا

این عمل علاوه بر زلزله ، در دنیاآثار زیر را در پى دارد که از روایات جمع آورى شده و عرضه مى گردد:

پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمودند: ((مبادا زنا کنید که ده ویژگى دارد:

۱ عقل را ناقص مى کند؛ ۲- دین را کم مى کند؛ ۳- روزى را مى کاهد؛ ۴- عمررا کوتاه مى کند؛ ۵- باعث غضب خداى رحمن مى گردد؛ ۶- باعث روى آوردن فراموشى مى شود؛ ۷- انجام دهنده را از اهل ایمان متنفر مى کند؛ ۸- آبرو را از بین مى برد؛ ۹- دعا، رد مى شود؛ ۱۰- عبادت قبول نمى شود.

در حدیثى دیگرپیامبر (صلى الله علیه وآله ) مى فرماید: «مبادا زنا کنید که شش صفت در پى دارد. باعث بى آبرویى ، فقیر شدن ، کوتاهى عمر، خشم خدا، بد حسابى درآخرت و عذابهاى بزرگ مى گردد.»

علماى ریاکار

مسعده از امام صادق (علیه السلام) و او از پدرانش نقل کرده که فرمودند:

«خداوند کتابى از کتب خود را بر یکى از پیغمبران فرو فرستاد و از جمله مطالب آن ، این بود که برخى ازمخلوقات من دین را وسیله به دست آوردن دنیا قرار مى دهند. چون گرگى که لباس میش بپوشید، آنان دلهاى گرگ صفت خود را با دین مى آرایند؛ با این که از زهر تلخ ترند،زبانشان از عسل شیرین تر است و رفتارشان در باطن از مردار بدبوتر خواهد بود. آیا (اینان) به رحمت من مغرور شده اند، یا با من نیرنگ مى زنند، یا این که بر من جرات نموده اند؟!

پس به عزتم سوگند یاد مى کنم که البته آنها را دچار فتنه اى لجامگسیخته گردانم تا هر کجا که پیش آید بدون مانع کشیده شود و به همه جاى زمین برود؛آن چنان فتنه اى که فرزانه را حیران گذارد و صاحب نظر را سرگردان سازد و اندیشمندرا واله و مبهوت نمایند. لباس تفرقه بر پیکر اجتماعشان بپوشانم و پاره اى را عذابپاره دیگر بچشانم و با دشمنانم از دشمنانم انتقام گیرم و پروا نخواهم داشت(۱۰۰).»

الا به ذکر الله تطمئن القلوب

«با یاد خدا دلها آرامش مى یابد.»

عوامل اقتصادى زلزله

اگر بخواهم بسیار فشرده و کوتاه این عامل را بررسى کنیم ، باید بگوییم که گناهان و مفاسد اقتصادى باعث هلاکت قارون با خسف و فرو رفتن در زمین شد و علت عمده هلاکت قوم شعیب (علیه السلام ) نیز همین امر بود.

۱- نپرداختن حقوق واجب

قارون ثروتمند، ازپرستش الهى سر باز زد و از دادن حقوق واجب و استفاده صحیح از ثروت ابا کرد و آن رانه فضل خدا، که یافته علم اقتصادى و زرنگى خویش دانست و بالاخره به زمین فرو رفت که یکى از آثار زلزله ، فرو بردن زمین است.(۱۱۱)

در احادیث ، ندادن زکات و حقوق واجب ، علت بلایا از جمله خشکسالى معرفى شده است.(۱۱۲)پس جامعه اى که ثروتمندان آن قارونى باشند، باید منتظر سرنوشتى قارونى بمانند.

۲-کم فروشى و گران فروشى

درمورد قوم شعیب نیز عامل اصلى و گناه شایع مهلک آنان ، کم فروشى و عدم وفا به کیل ومیزان بود؛ یعنى در مقابل پول ، کالاى معادل را کامل نمى دادند.

متاسفانه و درجامعه ما نیز این کار به شکل مستقیم (کم فروشى ) و به شکل هاى دیگر، با گران فروشى و کم کارى (پول گرفتن و کم کارى کردن ) صورت مى گیرد. افرادى که این کارها را انجام مى دهند و قرآن نیز مى خوانند و سرنوشت قوم شعیب را قرائت مى نمایند، نباید از بروزز لزله تعجب نمایند.

آیات زیادى به این گناه قوم شعیب و در نتیجه هلاکت آنها بازلزله اشاره نموده اند.(۱۱۳