سه شنبه / ۹ آذر ۱۳۹۵ / ۱۸:۴۳
کد خبر : ۲۷۲۸۷
گزارشگر : سید پویان حسین‌پور
آیت الله گندمکار مطرح کرد:

عزاداری پیغمبراسلام(ص) محور تقریب مذاهب اسلامی است

پرفسور گندمکار گفت: اهل سنت و تشیع باید حول محور سیره و سنت رسول اکرم(ص) با یکدیگر متحد شوند. اختلاف بین مذاهب اسلامی مورد تایید پیغمبراسلام(ص) و آموزه‌های قرآن نیست.

به گزارش خبر نگار پایگاه تخصصی مسجد، رحلت پیامبر اکرم نقطه عطفی در تاریخ اسلام به شمار می آید. بعد از وفات ایشان انشعابات و تفسیرهای گوناگون از کتاب و سنت ایشان، باعث تفرقه در امت وی شد. در سالروز این واقعه دردناک برای امت اسلامی، به منظور تبین سیره آن حضرت و چگونگی حیات و رفتار اجتماعی ایشان و همچنین ماهیت کلام وحی با آیت الله گنمکار به گفتگو نشسته ایم که در ادامه می آید.

آیت‌الله پرفسور گندمکار دارای مدرک پرفسورای ادیان از دانشگاه جورج آگوست گونتین آلمان است و تألیفات متعددی در حوزه‌های گوناگون اندیشه اسلامی داشته است.

 

مقام پیامبراسلام(ص) در بین ادیان و انبیاء الهی چگونه است؟

پیامبراسلام حضرت محمد(ص)، به عنوان اشرف انبیاء در فرهنگ و حکمت اسلامی و همچنین در قرآن و احادیث، از جایگاه والایی برخوردار است. همچنین ایشان اولین مخلوق خداوند متعال است که با عنوان خلقت نوریه خلق شده است. بحث خلقت نوریه در حدیثی از خود ایشان است که می‌فرمایند: (اوَّلُ ما خَلَقَ الله نُوری. اولین چیزی که خدا خلق کرد نور من است(.

پیامبر اسلام از منظر عرفان اسلامی در نبوت، اولین نبی محسوب می‌شود. چنانکه محی الدین عربی اندلسی در «حقیقت محمدیه» و در «فصوص الحکم» کاملا این امر را تصریح می‌کند. خلقت نوریه در دیدگاه هانری کوربین نیز مورد توجه و اهمیت قرار گرفته است. هانری کوربین در این زمینه از منابع حکمت اسلامی و شیعی استفاده کرده و خلقت نوریه را مورد بحث قرار داده است. امری که انبیاء دیگر را شامل نمی‌شود. چون هیچکدام از پیامبران الهی دیگر از این موهبت و امتیاز الهی برخوردار نیستند.

خلقت نوریه جایگاه ویژه‌ای در (HUMANOLOGY) انسان‌شناسی پیامبر اسلام دارد. انسان شناسی پیامبر اسلام در حکمت و عرفان اسلامی و جایگاه ایشان در حقیقت و جوهر ادیان مطرح است. شخصیت حضرت محمد مصطفی(ع) لب الالباب جوهر ادیان ابراهیمی است. به این معنا که جایگاه ایشان حتی در ادیان ابراهیمی نیز ویژه و استثنایی است. این برتری وجودی نه تنها در بین انبیاء الهی که در بین انبیاء اولوالعزم نیز خودنمایی می‌کند.

حضرت محمد(ص) اولین مخلوق(از دیدگاه خلقت نوریه)، اولین صادر، عقل اول و مستفاد هستند. علاوه بر «فصوص الحکم» محی الدین عربی، علی بن محمد ترکه در «تمهیدالقواعد» و همچنین سید حیدر عاملی در آثار خود نیز به این امتیاز الهی پیامبر اسلام(ص) اشاره کرده‌اند.

اولین نبی، پیغمبر اسلام است و آخرین رسول نیز ایشان است. در کتب آسمانی قبل از قرآن نیز به شخصیت پیامبر و جایگاه نبوت او اشاره شده است. در این کتب از پیامبر به عنوان آخرین و برترین سفیر الهی یاد شده است و پیامبران صاحب کتاب به آمدن آخرین رسول به نام محمد(ص) ازجانب خدای متعال بشارت داده شده‌اند. کسی که با رسالت وی خاتمیت و حقیقت خاتمیت تحقق پیدا می‌کند. پیامبر اسلام به عنوان اولین مخلوق و عقل کل و عقل اصلی و اصل عقل، همچنین به عنوان منبع و منشاء عقل به معنای واقعی خود است. از طرفی ایشان خاتَم و خاتِم انبیاست.

کلمه خاتم چهار معنا دارد. اولین معنای آن نگین انگشتری است. به عبارتی انبیاء رکاب انگشتر و حضرت محمد نگین آن است. معنای دیگر آن مهری است که بر پایین نامه می زدند. به این معنی که با آمدن پیامبراسلام(ص) مهری بر نامه رسالت زده شده است و رسالت الهی به سرانجام خود رسیده است. کالمه خاتم الانبیاء نیز به معنای شخصی است که مهر نبوت بر پشت وی حک شده است. مهمترین و آخرین معنای خاتم، که همان خاتِم است، ختم کننده و پایان دهنده است. پیامبراسلام(ص) است که مقام نبوت را خاتمه می‌دهد و رسالت الهی را به سرانجام می‌رساند. هیچ کدام از پیامبران الهی عنوان خاتم را، به چهار معنی بیان شده آن، ندارند. یعنی خاتم الانبیاء با هریک از معانی گفته شده فقط پیامبراسلام(ص) است.

 

بارزترین جنبه در سیره پیامبراسلام(ص) چیست؟

سیره، در سه بخش قول و فعل و تقریر مورد بررسی قرار می‌گیرد، حدیث پیامبراسلام(ص) همان قول ایشان است و عمل ایشان نیز مناسکی است که ایشان انجام داده است و همچنین شیوه و متدولوژی عمل این بزرگوار است. موضوع سوم در سیره تقریر است. به این معنی که فعلی در برابر ایشان انجام شده است و ایشان نیز با سکوت خود تایید یا رد کرده است البته چنانچه در مقام تقیه نبوده.

سیره پیامبر اسلام در کتب اهل سنت و سیره ابن هشام، حلبی، طبری و ابی داوود، سنن ابی ماجه، در کتبی تحت عنوان «سنن نبی» آمده است. سیره آن حضرت در معارف اهل بیت و در کتبی چون اربعه شیعه به تفصیل آمده است. در «وسایل الشیعه» شیخ حر عاملی و در «بحارالانوار» علامه مجلسی نیز به سیره پیامبراسلام(ص) به تفصیل پرداخته شده است.

 

رفتار پیامبر در دیپلماسی و جهاد چگونه بود؟

در باب اندیشه سیاسی پیامبراسلام(ص)، دیپلماسی آن حضرت مبتنی بر دعوت بود. از این رو سفرایی به ایران ساسانی و روم فرستادند. این امر در اندیشه سیاسی اسلام به عنوان الگو و یک رفتار ممتاز از سایر ادیان تلقی می شود. شخصیت پیامبر اسلام نقطه عطفی در جهان ادیان و پاردایم جهان ادیان بود. پیامبراسلام(ص) در مقام دعوت الهی طبق آیه شریفه؛ ((«ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» با حکمت و اندرز نیکو مردم را به سوى پروردگارت دعوت نما و با آن‏ها به طریقى که نیکوتر است استدلال و مناظره کن.)) همه را به صراط مستقیم الهی دعوت می کردند.

پیامبراسلام(ص) در بحث جهاد نیز الگویی به تمام معناست و این بخش از سیره ایشان یکی از بارزترین خصوصیات ایشان در رحمت و عفو به شمار می‌آید زیرا ایشان هیچیک از دشمنان خود را با دست خود به هلاک نرساندند. فقط یک نفر در نبرد با ایشان جان خود را از دست می‌دهد. آن شخص نیز در موقعیت حمله به پیامبر بوده و پیامبر(ص) در دفاع از خود با او می جنگند و او نیز با شمشیر خود به هلاکت می‌رسد.

 

نحوه رفتار پیامبر اسلام در حکومتشان با پیروان سایر ادیان چگونه بود؟ آیا کسانی که اسلام نمی پذیرفتند مورد غضب ایشان قرار می گرفتند؟

با این که یهودیان در زمان حیات ایشان و پس از بعثت، آن حضرت را بسیار اذیت کرده بودند ولی ایشان همیشه در مقام عفو و گذشت بر می‌آمد. پیامبراسلام(ص) همیشه رفتاری مبتنی بر اخلاق و مهربانی با امت خود و پیروان سایر ادیان داشتند.

گفتمان فرهنگی پیغمبر، جاذبه بود. رسول اکرم هیچگونه سختگیری به پیروان سایر ادیان نداشتند. یکسره با آنها با ملاطفت و عاطفه و قول لیِّن و برهان محکم برخورد می‌کردند. ایشان اگر لازم بود از طریق معجزه الهی و اذن خداوند به برخی مباحث ورود پیدا می‌کرد. برخورد ایشان با سایر ادیان برخورد مفاهمه و فهماندن بود. ایشان به همه انبیاء الهی احترام می‌گذاشت. تفاوت اصلی مسلمانان با پیروان سایر ادیان نیز در همین است.

مسلمانان بر طبق مبانی قرآن، همه انبیاء الهی را قبول دارند. سایر ادیان، به عنوان مثال مسیحیت مدعی هستند که فقط عیسی مسیح را به عنوان پیامبر قبول دارند که اکنون متاسفانه مشاهده می‌شود بسیاری از کشیشان مسیحی به آموزه‌های مسیحیت نیز بی‌احترامی می‌کنند و آنها را عمل نمی‌کنند. پیروان این ادیان در طول تاریخ کتب خود را تحریف کردند ولی این امر در مورد کتاب پیغمبر اسلام(ص) هیچگاه اتفاق نیافتاد. قرآن، تنها کتابیست که خودش ضمانت کرده است که تحریف نخواهد شد.

رحمت و مهربانی پیامبر(ص) فقط شامل حال امت خودش و سایر ادیان نبود، این اسوه اخلاق حتی با کفار و اسراءِ جنگی نیز با مهربانی برخورد می‌کردند. ایشان اسرا در برابر آموزش سواد آزاد می‌کردند. ایشان می فرمود: هرکدام از شما(اسرا) به ده نفر از مسلمانان خواندن و نوشتن بیامورد آزاد است.

 

اهمیت دانش در منظر پیغمبر اسلام چگونه بود؟

پیامبر اسلام علاوه بر رحمة للعالمین بودنش، مروج علم و دانش نیز بود و این مقوله در نظر ایشان آنچنان جایگاهی داشت که می فرمودند: (اطلبوالعلم و لو باالصین. علم بیاموزید حتی اگر لازم باشد به چین بروید). منظور پیامبر از این علم همان فن بوده است و نه علم الهیات. چراکه ایشان خود به تمام علوم آگاه بودند، لذا منظور ایشان فن یا همان ( SCIENCE)  بوده است. ایشان همچنین برای فراگیری سنّ و سال قائل نبودند و می فرمودند: (اطْلُبُوا الْعِلْمَ مِنَ الْمَهْدِ إِلَى اللَّحْد. از گهواره تا گور به دنبال علم باشید). یعنی اینکه تا آخر عمرتان از فراگیری علم و دانش دست برندارید.

پیامبر اسلام به دستیابی به علم توسط ایرانیان قائل بودند و می فرمودند: علم اگر بر بال ستاره ثریا باشد، اهالی کشور این مرد(سلمان فارسی یا به تعبیر حضرت محمد(ص) سلمان محمدی) آن را پایین می‌آورند. این حدیث نبی اکرم(ص) شاقول اصلی پیشرفت ایران اسلامی امروز است. پیشرفت امروز ایران اسلامی را ایشان در عهد خود پیش بینی کرده بودند.

 

با اینکه قرآن تحریف نشده است ولی در تفسر و تعبیر آن اختلاف است. حتی در تعبیر وحی نیز اختلاف است. به عنوان یک پرفسور ادیان این مساله را چگونه تبیین می کنید؟

سیره رسول اکرم امروز به عنوان یک الگو، سیره‌ای است که رفتار گروهک‌های تکفیری و تندخو و خشونت طلب مثل داعش و بوکوحرام را  مردود می‌شمارد. سیره این بزرگوار سیره عفو و مهربانی است. سیره ای ضد خشونت است.

برخی از نویسندگان و روشنفکران دینی مثل عبدالکریم سروش و نصرحامد ابوزید وحی را به شعر و شاعری و رویا تشبیه کرده‌اند. آنها تجربه پیغمبری را شبیه به شاعر شدن و وحی را الهاماتی که به یک شاعر می‌شود، قلمداد می‌کنند. سلمان رشدی نیز در کتاب آیات شیطانی خود وحی را به چنین چیزهایی تشبیه کرده است.

به عنوان یک پررفسور ادیان معتقدم برداشت این نویسندگان، بر مبنای دیدگاه قرآن نیست. چون آنچیزی که به پیامبر نازل می‌شد وحی بود و نه الهام. این دو با هم بسیار متفاوت است. الهام حالتی است که به یک شاعر بر اساس اتفاقات محیطی و حالات روحی او دست می‌دهد ولی وحی آنچیزی است که به اراده خداوند به پیامبرش نازل می‌شود.

تجربه پیامبر در مورد وحی یک تجربه فردی نبوده و وحیی که به ایشان نازل می‌شد الهام نبود. وحیی که به پیامبر اسلام(ص) نازل می‌شد یک وحی انبائی است. به این معنا که وحی خبر غیبی است. ذهن و زبان پیامبر(ص) هیچ دخالتی در نصوص قرآن کریم نداشت. آیات قرآن کریم یک نصِّ کاملاً الهی است. یعنی طبق ذهن و زبان پیغمبر(ص) نیست. اینطور نیست که بر حسب شعفی که به ایشان دست داده باشد از خود کلامی صادر کند. این سخنان چیزی جز تنزیل مقام نبوت نیست و جنبه علمی ندارد. این امر نشان می‌دهد این نویسندگان حقیقت نبوت را درک نکرده‌اند. عیسی(ع) و موسی(ع) نیز شاعر نبوده‌اند چون ایشان نیز وحی را با همان مرتبه از نبوت و از سوی خداوند دریافت می‌کردند.

گفته این نویسندگان البته حرف جدیدی نیز نیست و در صدر اسلام نیز از این قبیل گفته‌ها بسیار بود. چون کفار نیز به پیامبر اسلام(ص) می گفتند او شاعر است ( و هو المجنون).

پرفسور آنه ماری شیمل، در جواب سلمان رشدی مرتد کتابی با عنوان «محمد رسول اوست» و همچنین «پدیدار شناسی وحی» از ساحت قرآن و رسولش دفاع می کند. در سیر تاریخ اسلام شناسی کمبریج نیز، اسلام شناسان و جامعه شناسان در باب شناخت شخصیت پیامبر(ص) به حقانیت ایشان معترفند.

سیاست بازان و کارگزاران استکبار جهانی نیز با طرح اسلام هراسی و محمد هراسی در مخدوش کردن چهره ایشان ناکام ماندند. با وجود همه این سیاست بازی ها و کاریکاتور کشیدن ها نتوانستند حتی ذره ای از تاثیر ایشان بر دلهای جهانیان کم کنند.

 

به عنوان سوال پایانی حلقه وصل مذاهب اسلامی چیست؟ چه چیزی از تفرقه امت پیامبر(ص) جلوگیری می کند؟

ایام صفر و خصوصاً دهه پایانی آن برای همه دوستداران پیامبر اسلام مهم است. عزاداری برای پیغمبراسلام(ص) در این ایام از بابت تقریب مذاهب اسلامی است. اهل سنت و تشیع باید حول محور سیره و سنت رسول اکرم(ص) با یکدیگر متحد شوند. اختلاف بین مذاهب اسلامی مورد تایید پیغمبراسلام(ص) و آموزه‌های قرآن نیست. در زمان پیامبر اسلام(ص) کشتن مسلمانی توسط مسلمان دیگر حرام بود. از این رو آنچه  امروز جهان اسلام را مبتلا کرده مورد تایید ایشان نبود. طبق فقه اسلامی کشتن کسی که شهادتین گفته حرام است.

گرامیداشت شخصیت پیامبراسلام(ص) بر همه مسلمانان به یک اندازه واجب است. گرامیداشت سیره و سنت نبی اکرم(ص) و عمل به آن حلقه وصلی بین مذاهب اسلام به شمار می‌آید. این ایام ایام وحدت مسلمین است.

https://www.masjed.ir/u/3QN

ارسال نظر

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

سایر اخبار

رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد:
 
عروج شهادت‌گونه در محراب عبادت
 
به مناسبت روز جهانی مسجدبرگزار می‌شود
 

تلفن مرکز رسیدگی به امور مساجد: 30-02166497027

 

تلفن سامانه ارتباط مردمی : 61943

info@masjed.ir