یکشنبه / ۸ اَمرداد ۱۴۰۲ / ۱۶:۱۹
سرویس : مسجد پژوه
کد خبر : ۳۸۳۱۶
گزارشگر : جلال حیران نیا
عضو هیئت علمی دانشکده معارف‌دانشگاه تهران:

زنده ماندن امام سجاد(ع) از دلایل نجات دین بود

حجت الاسلام بهاری با بیان اینکه امام سجاد (ع)در شرایط بسیار سختی از دین دفاع کردند گفت:بعد از واقعه عاشورا امام سجاد (ع) همراه اسرای کربلا به کوفه برده شدند. در واقع زنده بودن امام زین العابدین (ع) در کربلا یکی از دلایل نجات دین بود.

به گزارش سرویس مسجدپژوهش پایگاه تخصصی مسجد؛ در روز عاشورا امام سجاد (ع) مبتلا به بیماری سختی بود، با این وجود وقتی ندای «هل من ناصر» امام حسین(ع) را شنید با آنکه از شدّت ضعف و ناتوانی قدرت برداشتن شمشیر را نداشت، راه میدان را در پیش گرفت، امّ‌کلثوم خواست مانع شود امام سجاد(ع) فرمود:«ای عمه دست از من بردار و بگذار تا پیش روی پسر پیغمبر (ص) جهاد کنم» حضرت سید الشهداء ـ علیه السّلام ـ به خواهرش فرمود: «باز دار او را تا کشته نگردد و زمین از نسل آل محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ خالی نماند» بدین ترتیب امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ به عنوان یک مجاهد ـ با وجود بیماری شدید‌ ـ در جهاد شرکت جست و به عنوان مطیع مطلق ولایت به سوی خیمه بازگشت تا به گونه‌ای دیگر برای ادامة جهاد وارد عرصه پیکار شود. لذا با توجه به سالروز شهادت امام زین العابدین (ع)، گفت گوی خبرگزاری شبستان با حجت الاسلام والمسلمین «محمدرضا بهاری»، عضو هیئت علمی دانشکده معارف اندیشه اسلامی دانشگاه تهران را که در همین رابطه است را تقدیم حضورتان می کنیم.

 

امام سجاد (ع) چه نقشی در واقعه عاشورا و ادامه نهضت کربلا داشتند؟

ابتدا باید این مسئله را از این بعد بررسی کنیم که اصلا چرا قیام عاشورا رخ داد یا چرا امام حسین (ع) بابت واقعه عاشورا این همه هزینه پرداخت کردند. وقتی که ابا عبدالله الحسین (ع) از مدینه به سمت کوفه حرکت کردند و با حکومت یزید به مخالفت برخواستند، رسالت اصلی خود را نجات دین قرار دادند، چون در آن برهه زمانی دین در حال نابود شدن بود. امام حسین (ع) فرمودند: « إنّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاصلاحِ فِی أمّهجدّی أریدُ أنْ آمر بالمَعروف و أنهی عَنِ المنکَر» هدف من اصلاح امت جدم است. چون مردم به سمت انحراف و انحطاط پیش می روند. همچنین امام حسین(ع) در پى اصرار «مروان بن حکم» براى بیعت با یزید، با قاطعیّت فرمود: «وَ عَلَى الاِسْلامِ، ألسَّلامُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّةُ بِراع مِثْلَ یَزِیدَ، وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّی رَسُولَ اللهِ(ص) یَقُولُ: اَلْخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى آلِ أَبِی سُفْیانَ» (هنگامى که امّت اسلامى به زمامدارى مثل یزید گرفتار آید، باید فاتحه اسلام را خواند! من از جدّم رسول خدا شنیدم که مى فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفیان حرام است!).در واقع امام(علیه السلام) با این جمله، عمق فاجعه زمامدارى یزید را بیان مى کند و با استشهاد به کلام رسول خدا(صلى الله علیه وآله) تصدّى خلافت توسّط فرزندان ابوسفیان را حرام مى شمارد.

 

این در حالی است که این اتفاقات برای ادیان گذشته نیز رخ داده بود ولی خوشبختانه با توجه به واقعه عاشورا این اتفاق برای دین اسلام عملی نشد، به عنوان مثال جریان منحرف در دین مسیحیت توانستند آن رسالت حضرت مسیح (ع) را به انحراف بکشانند. در دین مسیحیت تعبیری به نام اشاعه ربانی وجود دارد که حضرت مسیح در شب آخری که در میان حواریون بودند چه مطالبی را عنوان کردند. مردم به قدری این مسئله را به انحراف کشاندند که گفتند همه هم و غم حضرت مسیح (ع) این بود که فرمودند: من دو چیز بین شما به امانت گذاشتم؛ یکی نان و دیگری شراب در صورتی که حضرت مسیح (ع) در آن شب می خواستند در مورد معارف الهی و پیامبران بعدی با مردم صحبت کنند در حالی که همه این مطالب مهم حضرت را به انحراف کشاندند.

 

هدف اصلی جبهه کفر ترور ابا عبدالله الحسین (ع) بود

این اتفاق با روی کار آمدن یزید بعد از معاویه برای دین اسلام نیز در حال رخ دادن بود البته قصدشان این نبود که با این حجم از گستردگی با امام حسین (ع) مواجه شوند بلکه هدف اصلی آنها ترور ابا عبدالله الحسین (ع) بود ولی وقتی حضرت حج را ناتمام گذاشتند همه چیز مشخص شد. ابا عبدالله الحسین (ع) خود و اهل بیت خود را فدای اسلام نمودند. پیامبر اکرم (ص) در وصف امام حسین (ع) فرمودند: « حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ »؛ حسین از من است و من از حسینم. نکته قابل توجه این است که پیامبر فرمودند: «انا من الحسین»، من از حسینم. یعنی ماندگاری دین رسول اکرم (ص) به واسطه حسین و خون حسین صورت می گیرد. « قَدْ شاءَ اَنْ یَراکَ قَتیلا» (خداوند مى خواهد تو را کشته ببیند) اگر تو فدا نمی شدی جبهه کفر قطعا دین را به انحراف می کشاند کما اینکه در ادیان گذشته نیز این اتفاقات رخ داده بود لذا تمام تلاش ابا عبدالله الحسین (ع) و اهل بیتش همه در راستای نجات دین بود.

 

اگر به لحاظ اجتماعی بخواهیم اتفاقات زمان یزید را بررسی کنیم، می بینیم با رفتارهای خلاف شرعی (شرابخواری و بوزینه بازی) که یزید به عنوان جانشین پیامبر اسلام (ص) انجام می دادند، رفتاری بدتر از این عمل وی را باید از مردم انتظار می رفت؛ بر همین اساس جامعه طوری از دین فاصله گرفته بود که امام صادق (ع) در روایتی فرمودند: که مردم (شخصیت های تاثیرگذار سیاسی و علمی جامعه نه مردم عامی) به انحطاط کشیده شدند مگر سه نفر که حسین بن علی (ع) یکی از آنها بود. یعنی اگر این چند نفر هم خاموش می شدند، چیزی از دین اسلام باقی نمی ماند.

 

لذا در واقعه عاشورا سیدالشهدا (ع) رسالت خود را به سرانجام رساند، یاران باوفایش هم به شهادت رسیدند، با شهادت خود نشان دادند که سیستم حکومتی یزید فاسد است و قابل پذیرش و قابل بیعت نیست. این دینی که یزید از آن دم می زند، دین نیست؛ دین همان دینی است که رسول اکرم (ص) فرمودند و جریان دین از پیامبر اسلام (ص) به ما انتقال می یابد. این فرمایش امام حسین (ع) در آن زمان بود. حال این مسئولیت به امام زین العابدین (ع) رسیده است.

 

امام سجاد (ع) چه اقداماتی برای زنده نگاه داشتن دین اسلام بعد از واقعه عاشورا انجام دادند؟

ما در اینجا دو جبهه داریم؛ یکی جبهه کفر به فرماندهی ارتش یزید در شام و دیگری جبهه عبیدالله بن زیاد در کوفه. آنها همان ابتدا مستقیما قصد نداشتند که امام حسین (ع) را به شهادت برسانند بلکه اول سعی کردند مردم را شست و شوی مغزی دهند و آنها را علیه ابا عبدالله الحسین (ع) بشورانند و این گونه القا کنند که حسین ناحق است و ما برحقیم، سپس امام را به شهادت برسانند. همانند زمان ما که صحبت از جنگ ترکیبی و جنگ هیبریدی است. یزیدیان هم در آن زمان اعلام کرد که امام حسین (ع) خارجی است به این معنا که در عرصه ای که خلیفه به حق یزید لعنت الله باشد، امام خروج کرده است لذا از دین خارج شده است. پس خونش باید ریخته شود. زمانی که امیرالمومنین علی (ع) در محراب ضربت خوردند مردم گفتند مگر علی نماز می خواند در واقعه عاشورا هم برای امام حسین (ع) چنین اتفاقی افتاد که می خواستند بگویند اینها اصلا اهل نماز و دین نیستند، آنها می خواستند به مردم این گونه القا کنند که حسین جبهه باطل است.

 

حمید بن مسلم مانع کشتن امام سجاد (ع) توسط شمر شد

بعد از واقعه عاشورا رسالت امام سجاد (ع) و حضرت زینب کبری (س) آغاز شد. بعد از به شهادت رسیدن امام حسین (ع) شمر به خیمه های اهل بیت حضرت حمله کرد. در ابتدا همه سراغ امام سجاد (ع) آمدند که با کشتن حضرت دیگر هیچ مردی از بنی هاشم باقی نماند ولی زمانی که شمر به امام سجاد (ع) حمله کرد فردی به نام «حمید بن مسلم» مانع شد و گفت برای چه این جوان بیمار را می خواهی بکشی با این شرایطی که او دارد خودش می میرد. امام زین العابدین (ع) در بستر بیماری به سر می برد و حمید بن مسلم به دفاع از وی پرداخت ولی به هر حال با توجه به ضرورت ادامه حیات امام زین العابدین (ع) بعد از پدر بزرگوارش، حکمت الهی اقتضا می کرد تا او در زمان نبرد در روز عاشورا بیمار باشد. لذا با توجه به شرایط متعدد تاریخی یزید بارها تصمیم قطعی به قتل امام سجاد (ع) و همراهانش گرفته بود ولی خداوند هر بار آنها را به بهانه ای نجات داده است.

 

امام سجاد (ع)در شرایط بسیار سختی از دین دفاع می کند، حتی روز عاشورا وقتی ابا عبدالله الحسین (ع) فریاد می زند: «هَل مِن ناصر یَنصُرُنی» امام سجاد (ع) سعی می کرد به کمک امام حسین (ع) برود که در این حال  حضرت نزد حضرت زینب (س) آمد و فرمود: جلوی ایشان را بگیرید، باید نور امامت ادامه داشته باشد. در واقع امام زین العابدین (ع) حتی با آن شرایط هم قصد کمک به امام زمان خود را داشت اما ابا عبدالله الحسین (ع) مانع این کارش شد.

 

زنده بودن امام زین العابدین (ع) یکی از دلایل نجات دین بود

بعد از واقعه عاشورا امام سجاد (ع) همراه اسرای کربلا به کوفه برده شدند. در واقع زنده بودن امام زین العابدین (ع) در کربلا یکی از دلایل نجات دین بود. زمانی که کفار قرآن ها را بر نیزه می کردند، امیرالمومنین علی (ع) فرمودند: من قرآن ناطقم. در واقع تجسم دین، خود امام سجاد (ع) بود. وقتی حضرت بعد از واقعه عاشورا به مشیت الهی زنده ماندند، خود این زنده ماندن یعنی نجات دین. در واقع اصل ماجرا زنده بودن خود امام سجاد (ع) بود. کوفه (محل حکومت حضرت علی (ع))، شامات (معاویه) و مکه و مدینه سه مرکز تاثیرگذار اسلامی در جو سیاسی آن دوران بودند. هنگامی که اسیران کربلا وارد کوفه شدند، پس از خطبه حضرت زینب (س) امام سجاد (ع) نیز خطبه ای در سرزنش مردم این شهر ایراد نمودند به گونه ای مردم از سخنان امام متاثر شده بودند که گریستند و به امام پیشنهاد خونخواهی و انتقام دادند اما امام زین العابدین (ع) با یادآوری عهدشکنی های آنها گفت: از شما می خواهم که نه یاری مان کنید و نه با ما بجنگید.

 

امام سجاد (ع) با سه طیف از مردم روبرو بود

امام سجاد (ع) با سه طیف از مردم روبرو می شوند؛ سلاطین (عمر بن سعد حاکم کوفه)، علمای کوفه و قاطبه مردم که در همه این گروه ها حضرت نقش آفرینی مهمی داشتند. امام سجاد (ع) خطاب به مردم می گویند «شجره طیبه»، اهل بیت (ع) هستند. وقتی امام سجاد (ع) را به مجلس عبیدالله بن زیاد می برند، ابن زیاد رو به امام می کند و می پرسد نامت چیست؟ گفت علی بن الحسین (ع)، گفت مگر خدا علی بن الحسین را نکشت، امام سکوت کرد، ابن زیاد گفت سخن نمی گویی؟ حضرت فرمود: برادری بزرگ تر از خود به نام علی داشتم که مردم او را کشتند، ابن زیاد گفت خدا او را کشت، حضرت فرمود: خدا جان انسان ها را هنگام مرگ شان می گیرد و هیچ کس جز به اذن خدا نمی میرد. ابن زیاد از این قاطعیت و حاضر جوابی خشمگین شد و گفت تو جرات پاسخ دادن مرا داری و می توانی سخن مرا رد کنی، او را ببرید و گردنش را بزنید که در اینجا حضرت زینب (س) مانع شدند و فرمودند اگر می خواهی ایشان را بکشی مرا هم باید بکشی لذا یکی از نکات قابل توجه این است که امام سجاد (ع) در چنین شرایطی که خطر شهادتش هم بود، قاطعانه ایستاد و اجازه نداد که ابن زیاد بگوید که خدا حسین بن علی را کشت.

 

همچنین امام سجاد (ع) در کوفه خطاب به مردم گفت ای مردم هر کسی که مرا شناخت که شناخته است و هر کسی که نمی شناسد، خودم را به او معرفی می کنم. من فرزند حسین بن علی بن ابیطالب هستم، من پسر کسی هستم که هتک حرمت کردید و عیالش را اسیر نمودید، من فرزند کسی هستم که امروز در کنار شط فرات ذبحش کردید، ای مردم شما را به خدا سوگند آیا می دانید که این شما بودید که نامه به پدرم نوشتید و به او خدعه و نیرنگ زدید و با او پیمان بستید و بیعت نمودید و به جنگ با او برخواستید، مرگ بر شما این کرداری که از پیش خویش فرستادید، عترت مرا کشتید و احترام آنان را میان بردید، پس از این امت نیستید.

 

قیام توابین و قیام مختار نشات گرفته از افشاگری های امام سجاد (ع) و حضرت زینب کبری (س) بود

لذا این رسالت امام سجاد (ع) در کوفه، شهری که یکی از مراکز تاثیرگذار در دنیای اسلام در سال 61 هجری بود به این صورت جوش را برگرداند. قیام توابین و قیام مختار همه نشات گرفته از افشاگری های امام سجاد (ع) و حضرت زینب کبری (س) بود وگرنه مردم باور کرده بودند که حسین بن علی (ع) خارجی است. ولی وقتی حضرت افشاگری نمودند، مردم متوجه این واقعیت شدند. زمانی که امام سجاد (ع) خطبه را ایراد می کردند صدای گریه مردم بلند شد و به یکدیگر گفتند هلاک شدیم در حالی که نمی دانستیم واقعیت چیست. یعنی همین زمزمه ها مجالی داد به مردم که بنشینند و فکر کنند که به کدامین سمت پیش می روند.

 

در واقع این واقعه را می توانیم با زمان خودمان قیاس کنیم که در یک زمانی با بهانه های مختلف از جمله مرگ «مهسا امینی» فتنه هایی در جامعه ایجاد می کنند که این مسئله باعث بی عفتی و سوق دادن افکار جامعه به سمت دیگری می شود. ما باید از رفتار امام زین العابدین (ع) درس بگیریم در جایی که خوف شهادتشان بود با قاطعانه ترین و زیرکانه ترین حالت فرمایشات خود را هم بیان کردند و هم زنده ماندند و حق را تبلیغ نمودند؛ بنابراین جامعه علمی و دینی امروز ما نباید مرعوب این مسایل شوند. جبهه کفر در حال تلاش است تا جامعه دینی ما را دین زدایی کند لذا ما باید روح دینی خود را بیشتر تجلی نماییم و از اصلاح جامعه خود ناامید نشویم.

 

از کوفه که بگذریم مسئله در شام پیچیده تر می شود. چون اهل کوفه خاندان اهل بیت امام علی (ع) را می شناختند. علی کسی بود که شبانه به در خانه های آنها نان می برد. بر همین اساس وقتی امام سجاد (ع) خطبه را ایراد نمودند، مردم گریستند و جو به نفع حضرت تغییر پیدا کرد. زمانی که از امام سجاد (ع) پرسیدند کجا بر شما سخت گذشت، حضرت فرمودند: الشام الشام، الشام، شام بر ما سخت گذشت. واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) بسیار دردناک است اما مسئله ای که بیشتر از همه دلها را به درد می آورد، آن فشارهای روحی و روانی است که به امام حسین (ع) وارد کردند. یک موردش درخواست آب برای علی اصغر بود که با این درخواست حضرت، حرمله با تیر سه شعبه گلوی علی اصغر را نشانه می رود. آنها با این کارهایشان می خواستند ابا عبدالله الحسین (ع) را زجرکش کنند وگرنه اگر قصدشان کشتن حضرت بود همان ابتدا وی را به شهادت می رساندند؛ پس هدف آنها فشار روحی و روانی امام بود.

 

در مسئله شام هم همین است. گاهی مرگ برای انسان ها شیرین تر از زخم زبان است. آن اتفاقاتی که برای امام سجاد (ع) در شام رخ داد بارها از شهادت برای حضرت سخت تر بود. برای همین بود که حضرت فرمودند: الشام، الشام ،الشام، امام سجاد (علیه السلام ) که شرایط دگرگون شده مجلس را شاهد بود و نفوذ سخنانش را در حاضران احساس مى نمود، آهنگ سخن را از شیوه استدلالى به روش عاطفى تغییر داد. نه براى متاءثر ساختن یزید! بلکه براى بیدار ساختن وجدان ها و عواطفى که اکنون با سخنان و استدلال هاى او شعورشان رو به بیدارى نهاده است . امام فرمود:اى یزید! اگر درک مى کردى و مى دانستى که چه کرده اى و با پدر و برادر و عموزاده ها و خاندان ما چه رفتارى داشته اى و اگر براستى قادر بودى عمق این فاجعه را بشناسى به کوه ها مى گریختى بر ریگها مى خفتى و آرام نمى گرفت: اى یزید! اگر درک مى کردى و مى دانستى که چه کرده اى و با پدر و برادر و عموزاده ها و خاندان ما چه رفتارى داشته اى و اگر براستى قادر بودى عمق این فاجعه را بشناسى به کوه ها مى گریختى بر ریگها مى خفتى و آرام نمى گرفت.

 

پایان پیام/
https://www.masjed.ir/u/1bbb

ارسال نظر

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید